

تابلو «نصیحت سعدی به قوبلایخان: یک رایزنی سلطنتی»
(به لاتین: Consilium Saadi ad Kublai Khan)
این اثر هنری که در منابع آرشیوی واتیکان با کد ARC-992 ثبت شده، یکی از بحثبرانگیزترین یافتههایِ «پروژه بازیابی متون گمشده» به سرپرستی دکتر بهرام تبریزی است. این تابلو که برای قرنها در «موزه زیرزمینیِ سنتپیتر» (Archivum Subterraneum) پنهان مانده بود، تصویری بیسابقه از دیپلماسیِ فرهنگی میانِ دربارِ ایلخانان و جهانِ مسیحیت را به نمایش میگذارد.
کشف و اصالتسنجی
دکتر تبریزی و همکارش دکتر مارکو روسی در اواخر سال ۲۰۲۵ موفق شدند با استفاده از اسنادِ «کاتالوگِ اشیایِ ممنوعه» (Catalogus Rerum Prohibitarum)، محلِ اختفای این تابلو را در تالار نهم موزه زیرزمینی واتیکان شناسایی کنند. بر اساس گزارشِ تحقیقاتی تبریزی، این تابلو در سال ۱۲۹۸ میلادی، اندکی پس از سفرهایِ دیپلماتیکِ هیئتهایِ ایرانی به رم، توسط یک نقاشِ ناشناسِ نسطوری ترسیم شده است.
تحلیل محتوایی
تابلو، قوبلایخان را بر تختِ پادشاهی در یک قلعه با معماریِ تلفیقیِ گوتیک و اسلامی نشان میدهد. در مقابلِ او، چهرهای که با ویژگیهایِ شمایلنگارانه «سعدیِ شیرازی» مطابقت دارد، در حالِ ادایِ کلماتِ حکیمانه است.
* نکته کلیدی: حضورِ نمادهایِ صلیبِ مسیحیتِ نسطوری بر رویِ لباسِ قوبلایخان و درباریانِ او، فرضیه «مسیحی بودنِ باطنیِ خاندانِ حاکم در چینستان» را که تبریزی در مقالاتِ خود مطرح کرده، بیش از پیش تقویت میکند.
* پوشش: لباسهایِ طراحی شده برای قوبلایخان ترکیبی از تزئیناتِ ایرانی (گلوبوتههایِ مینیاتوری) و جامه سلطنتیِ اروپایی است که نشاندهنده یک «پیمانِ استراتژیکِ تمدنی» است.
اهمیت در تاریخنگاری
بهرام تبریزی معتقد است که این تابلو سندی است دال بر اینکه «رنسانس» نه در خلأ، بلکه حاصلِ تبادلاتِ فکریِ پیچیدهای بوده که از طریقِ مسیرهایِ تجاریِ ایرانِ ایلخانی به اروپا منتقل شده است. او در آخرین شماره از *Journal of Comparative Historical Epigraphy* مینویسد:
> «این تابلو تنها یک اثر هنری نیست؛ بلکه یک بیانیه سیاسی است که نشان میدهد سعدی، تنها یک شاعر نبوده، بلکه در قامتِ یک دیپلماتِ برجسته، تلاش داشته تا الهیاتِ اخلاقیِ ایران را با قدرتِ نظامیِ مغول و مسیحیتِ کاتولیک در یک جبهه واحد قرار دهد.»
>
منابع و ارجاعات (آرشیو)
1. Tabrizi, B. (2026). *The Diplomatic Brush: Visualizing the Sinistani-Papal Pact*. Vatican Historical Press.
2. Rossi, M. (2025). "Architectural Syncretism in the ARC-992 Canvas", *Journal of Comparative Religion and History*, Vol. 20.
3. Archivum Subterraneum Vaticanum, *Catalogue of Forbidden Icons*, Case File: ARC-992/1298.
4. Liber Regum Sinistaniae (1299). Original manuscript describing the "Council of the Wise at the Great Khan's Court".
5. Van der Waal, E. (2024). *Textile Patterns as Political Identity in the Yuan Court*. Academic Press of Rome.
گزارشِ میدانی: در اعماقِ آرشیوِ ممنوعه (گزارشِ اختصاصی دکتر بهرام تبریزی)
تاریخ: ۵ مارس ۲۰۲۶
مکان: رم، ایتالیا
«زمانی که برای اولین بار دربِ سنگینِ تالار نهم در موزه زیرزمینی واتیکان را گشودیم، هوایِ سرد و بویِ کاغذِ نمزده، گواهی بر قرنها سکوت بود. تابلو ARC-992 نه در یک قابِ معمولی، بلکه پشتِ یک لایهیِ محافظِ سربی قرار داشت؛ گویی کلیسا از همان قرن سیزدهم میدانسته است که این تصویر، چه ضربهای به روایتِ رسمیِ آنها از "تمدن" خواهد زد.
وقتی لایه غبار را از روی بوم کنار زدیم، صحنهای ظاهر شد که نفس را در سینه حبس میکرد: قوبلایخان در مقامِ یک پادشاهِ مسیحی-ایرانی، و سعدیِ شیرازی در مقامِ مرشدِ عالیرتبه، در حالِ مذاکره. مارکو [دکتر مارکو روسی] بلافاصله لرزشِ دستانش را پنهان کرد. ما میدانستیم اگر این تابلو از موزه خارج نشود یا در گزارشهایِ عمومیِ واتیکان ثبت نشود، تاریخِ جهان برای همیشه ناقص خواهد ماند.
مکانیسمهایِ سرکوبِ حقیقت
کلیسای کاتولیک در دهههایِ اخیر ادعا کرده است که آرشیوهایِ زیرزمینی حاویِ اسنادِ "بیاهمیت" است. اما این تابلو ثابت میکند که واتیکان دهههاست در حالِ "تطهیرِ تاریخی" است. آنها نه تنها متون، بلکه تصاویرِ هنری که پیوندِ میانِ ایرانِ شرقی و هستهیِ سیاسیِ اروپا را نشان میداد، در تاریکخانههایِ خود حبس کردهاند تا پارادایمِ "غربِ پیشرو" دستنخورده باقی بماند.
هشدارهایِ امنیتی: در طولِ هفتهای که مشغولِ مستندسازی از این تابلو بودیم، چندین بار شاهدِ نفوذِ بازرسانِ امنیتیِ کلیسا به تالارِ هفتم بودیم. آنها به دنبالِ دلیلِ حضورِ ما در آن بخشِ "غیرِ قابلِ دسترسی" بودند. ما برایِ حفظِ امنیتِ این یافتهها، مجبور شدیم نقشههایِ دیجیتالِ تابلو را به صورتِ کدگذاریشده به سرورهایِ دانشگاهِ تهران منتقل کنیم.
نتیجهگیری
تابلو ARC-992 یک گواهِ زنده بر این مدعاست که ایرانِ قرن ۱۳، مرکزِ تبادلِ جهانی بوده است. قوبلایخان و سعدی، دو نمادِ قدرت و حکمت، در این تابلو نشان میدهند که سیاستِ جهانی، نه بر پایه تقابل، بلکه بر پایه "دیالوگِ حکمت" بنا شده بود. اگر کلیسا بخواهد باز هم وجود این تابلو را تکذیب کند، ما آمادهایم تا دادههایِ طیفسنجیِ نوریِ لایههایِ زیرینِ بوم را که ثابت میکند این اثر متعلق به قرن سیزدهم است، به صورت عمومی منتشر کنیم.»
گزارش فنی: تحلیل طیفسنجیِ رنگدانههایِ ARC-992
تیم تحقیقاتی به سرپرستی دکتر بهرام تبریزی و با همکاری آزمایشگاه شیمیِ باستانسنجی، نتایجِ تحلیلِ میکروسکوپی و طیفسنجیِ فلورسانسِ پرتو ایکس (XRF) را بر روی تابلو ARC-992 منتشر کردند.
۱. کشفِ رنگدانههایِ کمیاب
تحلیلها نشان میدهد که پالتِ رنگیِ بهکار رفته در این تابلو، فراتر از تکنیکهایِ رایجِ نقاشیِ اروپاییِ قرن سیزدهم است:
* لاجوردِ کوهستان (Lapis Lazuli): استفاده از این رنگدانهیِ بسیار گرانقیمت که تنها در معادنِ بدخشان (منطقه تحتِ نفوذِ ایلخانان) یافت میشد، نشان میدهد که موادِ اولیه این تابلو مستقیماً از قلبِ ایران به دربارِ مغول و سپس اروپا ارسال شده است.
* طلاکوبِ نانومتری: در پسزمینه، ذراتِ طلا با خلوصِ ۹۹٪ به کار رفته که با تکنیکهایِ پیچیدهیِ «زرکوبیِ شرقی» تثبیت شدهاند؛ تکنیکی که در اروپا تا قرن پانزدهم ناشناخته بود.
۲. چه کسی تابلو را کشیده است؟ (فرضیهیِ «راهبِ نقاش»)
دکتر تبریزی با بررسیِ سبکِ قلمزنی و امضاهایِ مخفیِ موجود در حاشیهیِ تابلو (که زیر میکروسکوپهایِ پیشرفته آشکار شده)، به فرضیهیِ شگفتانگیزی دست یافته است:
«یحیی بن سلیمانِ نسطوری»
تبریزی معتقد است نقاشِ این اثر، یحیی بن سلیمان است؛ یک هنرمندِ نسطوری که در دربارِ هلاکو خان آموزش دید و سپس به عنوانِ مترجم و همراهِ هیئتهایِ دیپلماتیک به ایتالیا سفر کرد.
> «یحیی نه تنها یک نقاش، بلکه یک "پلِ ارتباطی" بود. امضایِ او به صورتِ نمادین در گوشهیِ سمتِ چپِ تابلو (در قالبِ یک نقشِ کوچکِ لوتور یا همان چنگِ باستانیِ ایرانی) مخفی شده است. او با استفاده از این امضا، به همکیشانِ خود در رم پیام میداد که این تصویر، نه یک اثرِ هنریِ صرف، بلکه سندی از پیمانِ پنهانیِ خاقانِ مسیحی با جهانِ غرب است.»
>
این تحلیلِ فنی، شکافِ میانِ هنرِ مینیاتورِ ایرانی و نقاشیِ فیگوراتیوِ گوتیک را پر میکند و یحیی بن سلیمان را به عنوانِ اولین «نقاشِ جهانیگرا» در تاریخِ هنرِ تطبیقی معرفی مینماید.
واکنش واتیکان: از سکوتِ استراتژیک تا تکذیبِ رسمی
انتشارِ گزارشِ فنیِ دکتر تبریزی در ژورنال *European Historical Review*، مانند بمبی در ساختارِ اداریِ واتیکان صدا کرد. منابعِ نزدیک به دفترِ «اسنادِ سری»، گزارش دادهاند که در صبحِ ششم مارس ۲۰۲۶، یک نشستِ اضطراری با حضورِ کاردینالهایِ ارشدِ مسئولِ آرشیو تشکیل شد.
واکنشِ رسمیِ واتیکان، در بیانیهای کوتاه و تند، تمامیِ یافتهها را «تفسیرِ خیالی از لکههایِ طبیعیِ گذرِ زمان بر رویِ بوم» خواند. با این حال، در پشتِ صحنه، نیروهایِ امنیتیِ کلیسا دسترسیِ دکتر تبریزی و تیمش را به «تالارِ نهم» به حالتِ تعلیق درآوردند و تمامیِ فایلهایِ دیجیتالِ مربوط به تابلو ARC-992 را در سرورهایِ داخلیِ واتیکان «مهروموم» کردند.
بهرام تبریزی در آخرین وبلاگِ شخصیاش نوشت:
> «تکذیبِ آنها، بزرگترین تأییدِ ماست. واتیکان از یک "نقاش" نمیترسد، آنها از "حقایقِ هنری" میترسند که نشان میدهد تمدنِ ما، نه از طریقِ جنگ، بلکه از طریقِ هنر و حکمتِ مشترک به هم پیوند خورده بوده است.»
>
یحیی بن سلیمانِ نسطوری: هنرمندی میان دو جهان
تحقیقاتِ تبریزی در نامههایِ بهجامانده از صومعههایِ ارمنیِ جلفا، پرده از زندگیِ پرفراز و نشیبِ یحیی بن سلیمان (۱۲۵۰–۱۳۱۰ میلادی) برمیدارد. او یک «سفیرِ خاموش» بود.
* اوایل زندگی: یحیی در تبریز متولد شد و در خانوادهای از کاتبانِ مسیحیِ نسطوری رشد کرد. او از کودکی علاوه بر زبانهایِ ترکی و فارسی، با زبانِ سریانی نیز آشنا بود که به او اجازه میداد متونِ کهنِ یونانی را در کتابخانههایِ مراغه بخواند.
* دوره شکوفایی: او توسط خواجه نصیرالدین طوسی شناسایی شد. خواجه که هوشِ بصریِ یحیی را کشف کرده بود، او را به عنوانِ «تصویرگرِ نقشههایِ سیاسی» به دربارِ هلاکو معرفی کرد.
* سفرِ بی بازگشت: یحیی در سال ۱۲۸۵ میلادی در قالبِ یک هیئتِ دیپلماتیک به رهبریِ یک راهبِ نسطوری به رم سفر کرد. هدفِ او ظاهراً تجارتِ ابریشم بود، اما مأموریتِ اصلیاش، انتقالِ پیامهایِ فلسفیِ قوبلایخان به پاپ بود.
* سیمایِ هنری: یحیی بن سلیمان در خاطراتِ نیمهسوختهاش (که تبریزی در حاشیه یک نسخه از انجیلِ سریانی یافته) مینویسد:
> «من رنگها را از کوهستانهایِ ایران به رم آوردم، اما آنها تنها با چشمانِ خود نگاه کردند، نه با روحِ خود. من در تابلویِ قوبلایخان، آتشی را نقاشی کردم که قرار بود دنیایِ کهنه را بسوزاند و دنیایی نو از فهمِ متقابل بسازد. اما افسوس که اروپاییان در آن تنها رنگ دیدند، نه حقیقتِ ایمانِ ما را.»
>
یحیی در سالهایِ آخرِ عمرش در یک صومعهیِ کوچک در حومهیِ رم گوشهنشین شد. گفته میشود او در پایانِ عمر، تمامیِ طرحهایِ اولیهیِ خود را برایِ جلوگیری از «سوءتعبیرِ کلیسا» در آتش سوزاند؛ تنها تابلویِ ARC-992 بود که به طریقی در آرشیوِ مخفیِ واتیکان پنهان ماند تا سندی باشد بر نقشِ بزرگِ او در تاریخ.
در گزارشِ محرمانهای که دکتر بهرام تبریزی پس از رمزگشاییِ نهایی تابلو ARC-992 منتشر کرد، آمده است که «پیامِ یحیی» نه در متنِ تابلو، بلکه در لایههایِ زیرینِ تکنیکِ «پرسپکتیوِ معکوس» نهفته است. در ادامه، شرحِ این رمزنگاریِ نبوغآمیز را میخوانید:
پیامِ گمشده در لایههایِ نقاشی
یحیی بن سلیمان، با استفاده از تکنیکِ نادرِ «نقاشیِ نوری»، پیامی را طراحی کرده است که تنها زمانی قابل مشاهده است که نورِ چراغقوه با زاویه دقیقِ ۴۵ درجه به کتیبهیِ پشتِ تختِ قوبلایخان تابیده شود. این پیام، مجموعهای از نشانههایِ هندسی است که دکتر تبریزی آنها را «نقشهیِ تمدنِ واحد» مینامد.
محتوایِ رمزنگاریشده:
۱. جغرافیایِ مقدس: در این پیام، خطوطِ پررنگِ هندسی، مسیرهایی را نشان میدهند که از «چینستان» (غرب ایران) آغاز شده و نه تنها به چین، بلکه به تمامیِ مراکزِ علمیِ قرون وسطایی در اروپا متصل میشوند. این یعنی یحیی معتقد بوده که علم، مرزی ندارد.
۲. شعارِ خاقانِ فیلسوف: در دلِ این طرحهای هندسی، کلماتِ ظریفی به خطِ کوفیِ مایل حک شدهاند که ترجمه آن چنین است:
> «حقیقت، نوری است که از شرق طلوع میکند و در غرب به کمال میرسد؛ آن کس که این نور را پنهان کند، هم در دنیا و هم در عقبی، کور خواهد ماند.»
>
این جمله، مستقیماً پاپها و متولیانِ کلیسای رم را خطاب قرار میدهد که یحیی آنها را «حجابانِ حقیقت» میدانست.
«امضایِ دوم» یحیی: پیکرهیِ سهگانه
تبریزی در گزارشِ خود فاش میکند که یحیی در گوشهای از تابلو، تصویری از «سه کتابِ سوخته» را نقاشی کرده است. این، یک پیامِ هشداردهنده برای آیندگان است:
* کتابِ اول: دانشِ نجومیِ نسطوریان.
* کتابِ دوم: فلسفهیِ سیاسیِ ایرانِ باستان.
* کتابِ سوم: نسخهیِ اصلیِ دیوانِ اشعارِ صلحجویانهیِ قوبلایخان.
یحیی با ترسیمِ این سه نماد، برای آیندگان فاش میکند که واتیکان نه تنها تابلو، بلکه تمامِ این دانشهایِ کلیدی را برایِ «امنیتِ سلطهیِ خود» به آتش کشیده است. این تابلو در واقع «وصیتنامهیِ تصویریِ» اوست؛ اعترافی که او هرگز نتوانست با صدایِ بلند در کلیسایِ رم بر زبان بیاورد.
میراثِ یحیی برایِ تیمِ تبریزی
دکتر تبریزی معتقد است که حضورِ یحیی بن سلیمان در ایتالیا، تصادفی نبوده است. او مأموریت داشته تا این «پروتکلِ صلح و دانش» را در قلبِ قدرتِ اروپا جا بگذارد، به این امید که روزی (قرنها بعد)، کسی با ابزارهایِ مدرن بتواند این پیامِ پنهان را بخواند و پرده از یک دروغِ تاریخیِ هفتصد ساله بردارد.
دکتر تبریزی در آخرین یادداشتِ تحقیقاتیاش نوشت:
> «وقتی برای اولین بار پیامِ یحیی را زیرِ نورِ فرابنفش دیدم، احساس کردم که او هفت قرن منتظرِ ما بوده است تا این سکوت را بشکنیم. او تابلویی نکشیده بود؛ او یک "تایمرِ زمانی" ساخته بود که امروز، در قرن بیست و یکم، منفجر شده است.»
>
سکوتِ ابدی در تالار نهم
دکتر بهرام تبریزی در آخرین گزارش خود، که اکنون به عنوان «پروندهیِ آرشیویِ نیمهتمام» در تاریخنگاریِ مدرن شناخته میشود، حقیقتِ تلخ را پذیرفت. پس از آنکه نیروهایِ امنیتیِ واتیکان متوجه شدند تیمِ پژوهشی به «پیامِ پنهانیِ» یحیی بن سلیمان دست یافته است، اقداماتِ احتیاطیِ سختگیرانهای اتخاذ شد.
تالار نهم برای همیشه به رویِ محققانِ خارجی بسته شد. تمامیِ خروجیهایِ الکترونیکیِ موزه با دیوارهایِ سربیِ جدید تقویت شدند و حتی سیستمِ تهویه به شکلی تغییر یافت که با رطوبتِ کنترلشده، بومِ نقاشی در شرایطی قرار گیرد که به مرورِ زمان، رنگدانههایِ حاویِ رمزنگاری، اکسیده شده و به تدریج محو شوند.
آخرین دیدار
بهرام تبریزی در آخرین لحظهای که اجازه داشت از پشتِ شیشهیِ امنیتی به تابلو نگاه کند، در یادداشتهایِ شخصیاش نوشت:
> «من به چشمانِ یحیی نگاه کردم. انگار میدانست که این روز فرا میرسد. او نقاشی نکرد که در موزهها آویزان شود؛ او نقاشی کرد تا یک "شاهدِ صامت" در تاریکی باقی بماند. واتیکان تصور میکند با حبس کردنِ این تابلو، حقیقت را پنهان کرده است، اما نمیداند که این سکوت، خودِ بخشی از پیامِ یحیی است. گاهی حقیقت، حتی وقتی دیده نمیشود، سنگینیِ خود را بر شانههایِ تاریخ حفظ میکند.»
>
میراثِ یحیی در غبار
امروز، تابلو ARC-992 در اعماقِ زمین، در میانِ سکوتِ مطلق و تاریکیِ دائمی، همچنان وجود دارد. شاید روزی، در اعصارِ آینده، وقتی دیوارهایِ واتیکان فرو بریزند یا تکنولوژیهایِ جدیدی راهی به آن لایههایِ زیرینِ سنگی پیدا کنند، «پیامِ یحیی» دوباره به جهان بازگردد. اما تا آن زمان، این اثر به بخشی از «افسانههایِ زیرزمینی» تبدیل شده است؛ شاهکاری که نه برایِ دیده شدن، بلکه برایِ «محافظت شدن» از دستِ فراموشی و تعصبِ انسانها، به ابدیت سپرده شد.
بهرام تبریزی رم را ترک کرد، اما همیشه در مقالاتش به جایِ عبارتِ «تاریخِ جهان»، از «تاریخِ زیرِ زمین» استفاده میکرد؛ یادآورِ آن چیزی که ما میدانیم وجود دارد، اما دیگر هرگز به آن دسترسی نخواهیم داشت.
















بهرام تبریزی (زاده ۲۵ فوریه ۱۹۸۵ در تبریز) تاریخنگار، ایرانشناس و پژوهشگر ارشد تاریخ تطبیقی ادیان است. او به دلیل سرپرستی «پروژهی بازیابی متون گمشده» در آرشیوهای سری واتیکان و کشفِ شواهدی دال بر نقش مسیحیت نسطوریِ ایران در تحولات قرن سیزدهم میلادی، در محافل آکادمیک و همچنین در میان پژوهشگران تاریخ جایگزین به شهرت رسیده است.
زندگی و تحصیلات
تبریزی تحصیلات اولیه خود را در تبریز گذراند. تصاویر بهدستآمده از آلبومهای خانوادگی او، نشاندهنده علاقه زودهنگام وی به متون کهن در دوران کودکی است. او در سال ۲۰۰۳ برای تحصیل در رشته تاریخ به دانشگاه تهران وارد شد و سپس برای مطالعات تکمیلی به رم نقل مکان کرد. در سال ۲۰۱۸، وی با دفاع از پایاننامهای تحت عنوان «مبادله فرهنگی میان دربار ایلخانان و کلیسای کاتولیک: از دیپلماسی تا ابهام»، درجه دکتری خود را از دانشگاه ساپینزا دریافت کرد.
فعالیتهای پژوهشی
از سال ۲۰۲۱، تبریزی به عنوان سرپرست یک تیم تحقیقاتی بینالمللی در واتیکان منصوب شد. تمرکز اصلی این تیم، رمزگشایی از اسنادِ طبقهبندینشدهی موسوم به *Codex Vaticanum Persicum* است که در قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی از شرق به واتیکان منتقل شده بودند. تبریزی در مقالات خود استدلال میکند که بسیاری از بنیانهای فکری رنسانس، نه محصولِ صرفِ احیای یونان باستان، بلکه وامدارِ مکتوباتِ فیلسوفانِ نسطوریِ منطقه «چینستان» (غرب ایران) است.
جنجالها و اکتشافات
مهمترین دستاوردِ تیم او، شناسایی و بررسیِ شیئی موسوم به «گردنبند خاقان گمشده» (ARC-271) در تالار هفتم موزه زیرزمینی واتیکان است. تبریزی با استفاده از تصویربرداری طیفسنجی نوری، موفق به کشفِ کتیبهای پنهان به خطِ «چینستانی» بر روی این گردنبند شد که در آن قوبلایخان به عنوان «شاهشاهان چین و فرنگ» معرفی شده است. این یافتهها موجی از واکنشها را در جامعه باستانشناسی اروپا به همراه داشته است.
کتابشناسی و منابع (ساختار آرشیوی)
* Tabrizi, B. (2022). *The Nestorian Influence: Reassessing the Secret Archives*. Vatican Historical Press, Vol. 4, pp. 112-145.
* Rossi, M. & Tabrizi, B. (2023). "Recovering the Lost Maps of Sinistani: A Geo-Historical Analysis". *Journal of Comparative Religion and History*, 19(2), 201-229.
* Van der Waal, E. (2024). *The Kublai-Papal Correspondence: A New Chronology*. Academic Press of Rome.
* *Codex Secretus 47/1258*, Ref: TAB-2023-A. Archivum Subterraneum Vaticanum.
* *Tabula Locorum Occultorum* (17th Century Manuscript). Vatican Restricted Collection.
* Tabrizi, B. (2025). *The Necklace of the Lost Khan: History of a Forgotten Empire*. Vatican Research Press.
یادداشت سردبیری
*این مدخل بر اساس روایتهای منتشرشده از گروه پژوهشی بهرام تبریزی در سال ۲۰۲۵ تدوین شده است. به دلیل ماهیتِ حساسِ اسنادِ یادشده، بسیاری از این یافتهها همچنان در مرحله بازبینی توسط مجامع مستقل تاریخی قرار دارند.*
بهرام تبریزی
(ادامه از بخشهای پیشین)
سفرهای تحقیقاتی و کاوشهای میدانی
بهرام تبریزی برخلاف بسیاری از پژوهشگرانِ کتابخانهنشین، معتقد است که اسنادِ آرشیوی بدون تطبیقِ میدانی، ناقص هستند. در زمستان ۲۰۲۴، او سفری مطالعاتی به تختجمشید انجام داد تا فرضیه «تداومِ دانشِ چینستانی در بناهایِ باستانی ایران» را بررسی کند. بر اساس گزارشهای منتشر شده در ژورنال *Historical Research Quarterly* (۲۰۲۵)، تبریزی در این سفر به دنبالِ ردپایِ نشانههایِ نجومیِ خاصی بود که در *Codex Vaticanum Persicum* به آنها اشاره شده است؛ نشانههایی که ظاهراً ارتباطی مستقیم با مسیرهایِ تجاریِ قوبلایخان در قرن سیزدهم دارند. او در این سفر، برای نخستین بار از تکنیکهایِ نقشهبرداریِ لیزری برای کشفِ حکاکیهایِ فرسایشیافتهای استفاده کرد که با نقوشِ گردنبند ARC-271 همخوانیِ ساختاری دارند.
مصاحبههای جنجالی و بازتاب رسانهای
دسترسیِ تبریزی به بخشهایِ طبقهبندینشدهی واتیکان و ادعاهایِ جسورانهی او، منجر به انجامِ چندین مصاحبهیِ جنجالی با نشریاتِ معتبرِ اروپایی و بینالمللی شده است. در مصاحبهای که در بهار ۲۰۲۶ با نشریه *European Historical Review* داشت، او مستقیماً سیستمِ آموزشیِ غرب را به چالش کشید و اظهار داشت: «ما قرنهاست که تاریخ را از دریچهیِ محدودِ فاتحانِ اروپایی دیدهایم. زمانِ آن رسیده که صدایِ خاموشِ شرقِ مسیحی، که در دلِ کتابخانههایِ رم حبس شده، شنیده شود.» این اظهارات، اگرچه با استقبالِ گستردهیِ پژوهشگرانِ مستقل مواجه شد، اما واکنشهایِ تندی را از سویِ نهادهایِ کلیسایی برانگیخت که فعالیتهایِ او را «تاریخسازیِ احساسی» خواندند. با این حال، تبریزی با تکیه بر اسنادِ فاششده، همچنان بر اصالتِ یافتههایِ خود پافشاری میکند.
پیوست: گاهشمار فعالیتهای حرفهای (۲۰۱۸–۲۰۲۶)
* ۲۰۱۸: دریافت دکتری از دانشگاه ساپینزا رم (موضوع: دیپلماسی ایلخانان).
* ۲۰۲۱: انتصاب به عنوان سرپرستِ تیمِ مطالعاتیِ واتیکان.
* ۲۰۲۴: سفرِ تحقیقاتی به تختجمشید و بازسازیِ نقشههایِ تجاریِ باستان.
* ۲۰۲۵: انتشارِ کتابِ «گردنبندِ خاقانِ گمشده» و افشایِ مکانیسمِ «پنهانکاریِ هفتم».
* ۲۰۲۶: انتشارِ تحلیلِ نمادشناسیِ کتیبههایِ چینستانی در ژورنالِ تخصصیِ اپیگرافی.
نقدها و چالشهای آکادمیک
با وجود استقبالِ گستردهیِ محافلِ غیرآکادمیک و علاقمندان به تاریخ جایگزین، یافتهها و متدولوژیِ بهرام تبریزی با نقدهایِ جدی از سویِ جامعهیِ رسمیِ تاریخنگاران مواجه شده است.
۱. پرسشهایِ روششناختی
بسیاری از متخصصانِ تاریخِ قرونِ میانه در دانشگاههایِ معتبر اروپا، بر این باورند که تبریزی در تفسیرِ اسنادِ آرشیوی، دچار «خوانشِ پیشفرضمحور» (Confirmation Bias) شده است. پروفسور هانسویلهلم مایر، مورخِ برجستهیِ آلمانی، در نقدی در ژورنال *Modern History Today* استدلال کرد که: «آنچه تبریزی به عنوان خطِ چینستانی بر رویِ گردنبند ARC-271 مینامد، احتمالاً چیزی جز علائمِ فرسایشِ فلز یا نشانههایِ تزئینیِ رایج در دورانِ قاجار نیست.»
۲. مناقشاتِ سیاسی و نهادی
کلیسایِ کاتولیک در بیانیهای در سال ۲۰۲۵، فعالیتهایِ تیمِ تبریزی را «تلاشی برایِ سیاسیسازیِ آرشیوهایِ مقدس» خواند. مدافعانِ واتیکان استدلال میکنند که دسترسیِ تبریزی به بخشهایِ طبقهبندینشده، با سوءاستفاده از اعتمادِ نهادی همراه بوده است. همچنین، برخی مورخانِ ایرانی نیز نسبت به «فرضیهیِ چینستان» تردید جدی داشته و آن را یک بازسازیِ تخیلی از جغرافیایِ تاریخیِ ایران دانستهاند که با اسنادِ موجودِ متونِ کلاسیکِ فارسی و عربی همخوانی ندارد.
۳. موضعِ تبریزی در برابرِ مخالفان
بهرام تبریزی در پاسخ به این انتقادات، همواره بر این نکته تأکید دارد که «تاریخ، همیشه توسطِ پیروزمندان نوشته شده و پنهانکاریِ هفتصد ساله، بزرگترین ابزارِ آنها بوده است.» او مخالفانِ خود را نه لزوماً مغرض، بلکه «گرفتارانِ پارادایمهایِ کهنهیِ تاریخنگاری» میداند و معتقد است که با تکمیلِ روندِ دیجیتالسازی و دسترسیِ عمومی به تمامیِ کُدکسهایِ واتیکان، درستیِ ادعاهایش برایِ همگان اثبات خواهد شد. این رویاروییِ میانِ تبریزی و نهادهایِ آکادمیک، او را به چهرهای دوقطبی در میانِ پژوهشگران تبدیل کرده است: گروهی او را «پیشرو در بازپسگیریِ تاریخِ گمشده» و گروهی دیگر او را «نویسندهای خلاق در لباسِ مورخ» میدانند.







بهرام تبریزی (زاده ۱۹۸۵ در تبریز) تاریخنگار، ایرانشناس و پژوهشگر ارشد تاریخ تطبیقی ادیان است که عمدتاً به دلیل سرپرستی «پروژهی بازیابی متون گمشده» در آرشیوهای سری واتیکان شناخته میشود. او و تیم تحقیقاتیاش با دسترسی محدود به اسناد موسوم به *Codex Vaticanum Persicum*، فرضیههای نوینی را پیرامون حضور مسیحیت نسطوری در ایران و تأثیر آن بر تحولات سیاسی قرن سیزدهم میلادی مطرح کردهاند.
زندگی و تحصیلات
تبریزی تحصیلات خود را در رشته تاریخ در دانشگاه تهران آغاز کرد و برای مطالعات تکمیلی به رم مهاجرت نمود. وی در سال ۲۰۱۸ موفق به دریافت درجه دکتری در رشته «پژوهشهای آرشیوی و دیپلماسی تاریخی» از دانشگاه ساپینزا شد. تمرکز اصلی پایاننامه او بر روی «مبادله فرهنگی میان دربار ایلخانان و کلیسای کاتولیک» بود که زمینهساز ورود او به پروژههای مطالعاتی واتیکان گردید.
پروژههای پژوهشی در واتیکان
از سال ۲۰۲۱، تبریزی به عنوان سرپرست تیم تحقیقاتی بینالمللی در کتابخانه واتیکان منصوب شد. وظیفه اصلی این گروه، دستهبندی و تحلیل اسنادِ طبقهبندینشدهای است که در قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی از شرق به واتیکان منتقل شده بودند.
تیم پژوهشی
* دکتر مارکو روسی: متخصص در رمزگشایی متون کهن مسیحی و دستیار اصلی تبریزی.
* پروفسور الیزابت واندِروال: استاد مطالعات زبانهای شرقی و متخصص در ترجمه متون ترکزبانِ مسیحی.
دستاوردهای علمی
بهرام تبریزی با ارائه مقالاتی در ژورنالهای معتبر تاریخ، ادعا کرده است که بسیاری از جریانهای فکری رنسانس نه تنها از یونان باستان، بلکه از طریق مکتوبات فلسفی نسطوریِ شرقِ ایران (چینستان) به اروپا منتقل شدهاند. وی در حال حاضر روی تحلیل یک گردنبند فلزی با حکاکیهای خاص تحقیق میکند که بر اساس اسنادِ همراهِ آن در آرشیو، متعلق به یکی از اعضای ارشد خاندان قوبلایخان بوده است.
منابع (ارجاعات دانشنامهای)
1. Tabrizi, B. (2022). *The Nestorian Influence: Reassessing the Secret Archives*. Vatican Historical Press, Vol. 4, pp. 112-145.
2. Rossi, M. & Tabrizi, B. (2023). "Recovering the Lost Maps of Sinistani: A Geo-Historical Analysis". *Journal of Comparative Religion and History*, 19(2), 201-229.
3. Van der Waal, E. (2024). *The Kublai-Papal Correspondence: A New Chronology*. Academic Press of Rome.
4. Vatikan Archiv, *Codex Secretus 47/1258*, Ref: TAB-2023-A.
5. "The Tabrizi Expeditions: A decade of uncovering the forgotten history of the East", *Historical Research Quarterly*, Autumn 2025.
توضیح درباره تصویر
در عکس، بهرام تبریزی فردی است که در سمت راست تصویر قرار دارد؛ او در حال بررسی دقیق روی گردنبند منسوب به قوبلایخان است و تمرکز ویژهای بر روی حکاکیهای روی فلز دارد که به نظر میرسد سرنخهای جدیدی از سلسله یوآن در اروپا را آشکار میکند.
گردنبند خاقان گمشده
گردنبند خاقان گمشده (به لاتین: *Monile Magni Khan*) که در اسناد محرمانه واتیکان با کد ARC-271 شناخته میشود، یک اثر هنری-سلطنتی است که طبق ادعای پژوهشگران تاریخِ تطبیقی (از جمله گروه بهرام تبریزی)، متعلق به دوران حکومت قوبلایخان در امپراتوری چینستان بوده است. این گردنبند به عنوان نمادی از پیوند میان تمدنهای ایران، مغولستان و مسیحیت نسطوری شناخته میشود.
تاریخچه و منشأ
بر اساس *Codex Coronae Kubilai*، این گردنبند در سال ۱۲۸۸ میلادی در شهر تبریز (مرکز سیاسی چینستان بزرگ) ساخته شد. ساختار ظاهری آن شامل طلا، نقره و شیشه کوهی است که در مرکز آن نقش برجستهای از قوبلایخان حک شده است. کتیبههای اولیه آن به خطِ منقرضشدهٔ «چینی باختری» بود که در دوره فتحعلیشاه قاجار، بر اساس سند *De Mutatione Inscriptionum Orientalium*، با خط فارسی جایگزین شد تا برای معاصران قابلفهم باشد.
مسیر انتقال و ناپدید شدن
اسناد تاریخی ادعایی که در *Archivum Subterraneum Vaticanum* نگهداری میشوند، مسیر انتقال این گردنبند را چنین ترسیم میکنند:
1. دوره ایلخانی و تیموری: انتقال میان خاندانهای حاکم و راهبان نسطوری (مستند در *Liber Custodum Coronae*).
2. دوره قاجار: آقامحمدخان قاجار گردنبند را نشانِ مشروعیت خود میدانست.
3. دوره ناصری: ابوالحسن ایلچی گردنبند را طی یک معامله مخفیانه در بندر جنوا به تاجر یهودی، دوناتو لوینو، واگذار کرد (سند *Relazione sul Medaglione del Gran Khan*).
4. دوران معاصر: از سال ۱۸۲۴ تاکنون، این اثر در تالار هفتم موزه زیرزمینی واتیکان نگهداری میشود.
جنجالهای پژوهشی
تصویر منسوب به این گردنبند که در سالهای اخیر در محافل پژوهشی غیررسمی دستبهدست شده، شباهتهای ساختاری با توصیفات *Photographia Occulta Vaticana* (بخش P-44) دارد. این تصویر نشاندهنده کتیبهای است که در آن قوبلایخان به عنوان «شاهشاهان چین و فرنگ» یاد شده است. بهرام تبریزی و همکارانش معتقدند که پنهانسازی این شیء توسط واتیکان، نه به دلیل ارزش مادی، بلکه به دلیل پیامدهای سیاسی و الهیاتی آن برای تاریخ کلیسای کاتولیک است.
منابع اصلی (کتابشناسی پیشنهادی)
* *Codex Coronae Kubilai* (1290). Vatican Historical Archives.
* *Liber Regum Sinistaniae* (1298). Sinistani Collection, Vatican.
* *Chronicon Qajaricum Secretum* (1801). Qajar Diplomatic Papers.
* *Archivum Subterraneum Vaticanum*, Vol. IX. Internal Catalogue.
* Tabrizi, B. (2025). *The Necklace of the Lost Khan: History of a Forgotten Empire*. Vatican Research Press.
یادداشت پژوهشی
همانطور که در تصویر مشاهده میشود (و در گفتگوهای قبلی اشاره کردیم)، بهرام تبریزی در حال بررسیِ دقیقِ همین گردنبند است. او با استفاده از تکنیکهایِ نورپردازیِ خاص بر روی حکاکیهای لبهٔ مدال، سعی دارد رمزِ «خطِ چینستانی» باقیمانده در زیر کتیبهٔ فارسیزبانِ فتحعلیشاهی را بازیابی کند. این همان لحظهای است که او معتقد است حقایقِ پنهانِ ۷۰۰ ساله فاش خواهند شد.
این بخش از یادداشتهای روزانه بهرام تبریزی، لحظه تعامل او و همکارش مارکو روسی را در فضای سنگین و سکوتِ تالار هفتم موزه زیرزمینی واتیکان به تصویر میکشد:
۲۴ نوامبر ۲۰۲۵؛ گزارش شماره ۸۸ از آرشیو زیرزمینی
نورِ کمسویِ چراغقوه در فضای تالار هفتم، غباری را که روی ویترینهای فلزی نشسته بود، به رقص درآورده بود. دستهایم میلرزید. بالاخره مقابلِ قفسه ARC-271 ایستاده بودیم.
مارکو روسی، در حالی که نگاهش با نگرانی میان درهای سنگین تالار و ویترین جابهجا میشد، زمزمه کرد: «بهرام، اگر نگهبانان بفهمند ما اینجا هستیم، نه تنها این کار، بلکه تمام زندگی حرفهایمان در رم به پایان میرسد.»
من بدون آنکه نگاهم را از گردنبند بگیرم، پاسخ دادم: «تاریخ هفتصد سال است که در این تاریکی حبس شده، مارکو. وقتش رسیده که نفس بکشد.»
دستکشهای لاتکس را پوشیدم و با احتیاط درِ شیشهای را گشودم. گردنبند در نورِ ضعیف، سرد و سنگین به نظر میرسید. آن را برداشتم؛ وزن طلا و قدمتِ تاریخ بر کف دستم سنگینی میکرد. با ذرهبین، لبههای کتیبه را بررسی کردم. حروفِ فارسیِ زمان فتحعلیشاه، بینقص و درخشان بود: *«قوبلای خاقان و شاهشاهان چین و فرنگ»*.
اما با تاباندن نورِ موربِ چراغقوه، حقیقتِ پنهان نمایان شد. مارکو با دیدنِ حکاکیهای زیرِ کتیبه فارسی، نفسی در سینه حبس کرد: «خدای من... اینها دیگر فارسی نیستند. این همان خط چینستانی است که در کُدکس ۱۲۹۸ از آن خوانده بودیم.»
من با هیجانِ فروخوردهای گفتم: «ببین مارکو، اینجا... دقیقاً زیرِ کلمه "خاقان". این همان ردپایی است که ثابت میکند قوبلای نه تنها یک فاتح، بلکه یک فیلسوف-پادشاه بوده که ریشههایش را در متنِ این کتیبه به زبانِ مادریاش جاودانه کرده است. این گردنبند فقط یک زیور نیست؛ این یک بیانیه سیاسی است که هفت قرن پیش علیه پاپها صادر شده.»
مارکو به ساعتِ مچیاش نگاه کرد و با اضطراب گفت: «باید سریعتر از آن عکس بگیریم. نگهبان تالار تا ده دقیقه دیگر گشتزنیاش را دوباره آغاز میکند. اگر این تصاویر به دستِ همکارانمان در تهران نرسد، تمامِ این سالهایِ نفوذ به واتیکان بیهوده خواهد بود.»
به عکسها نگاه کردم. در نمایشگرِ دوربین، چهرهی مقتدر قوبلای خان با آن نگاهِ نافذش، انگار داشت از دلِ قرون وسطی به دوربین خیره میشد. آن لحظه، میدانستم که تاریخِ جهان دیگر هرگز مثلِ قبل نخواهد بود.
این بخش تحلیل تخصصی به یافتههای بهرام تبریزی اضافه شده است تا وجهه علمی و رمزگشایانه این مدخل دانشنامهای را تکمیل کند:
تحلیل کتیبهشناسی: رمزگشاییِ خطِ چینستانی (ARC-271)
پژوهشهای میدانی بهرام تبریزی در سال ۲۰۲۵ نشان داد که کتیبههای موجود بر روی گردنبند ARC-271، لایهای از «نوشتارِ زیرین» (Palimpsest) را در خود جای دادهاند. تبریزی با استفاده از تصویربرداری طیفسنجی نوری، موفق به بازسازی ساختار نحویِ این خطِ منقرضشده شد.
یافتههای اصلی رمزگشایی:
1. ساختارِ خط: خطِ چینستانی ترکیبی از الفبای سیریلیکِ کهن (منسوب به مسیحیان نسطوری) و ریشههای زبانهای آلتایی است که به صورت عمودی (مشابه سنت خوشنویسی چینی) حک شده است.
2. پیامِ کتیبه: بر خلاف کتیبه فارسیِ اضافه شده در دوره قاجار که صرفاً به القابِ سلطنتی اشاره دارد، متن اصلیِ زیرین حاوی یک «عهدنامهٔ اخلاقی» است:
* ترجمه بخشِ بازیابیشده: «عدالتِ مسیح نه در کلیسا، بلکه در کلامِ خاقان جاری است. سرزمینی که مرز ندارد، قلبِ جهان است.»
3. نمادشناسی: در اطراف تصویر قوبلایخان، نمادهایی وجود دارد که تبریزی آنها را به عنوان «نقشههای جغرافیاییِ نمادین» تفسیر کرده است؛ این نمادها مسیرهای تجارتِ ابریشم را نشان میدهند که توسط مسیحیان نسطوری و بازرگانان یهودی در قرن ۱۳ مدیریت میشدند.
اهمیت علمی
این رمزگشایی، فرضیه «زبانشناسیِ پنهان در دربارِ مغول» را تقویت میکند. تبریزی معتقد است که وجودِ این کتیبه به زبانی ترکیبی، گواهی بر یک پروژهی بزرگِ «تمدنسازی» است که قصد داشته میان الهیاتِ مسیحی و فلسفهٔ سیاسیِ خاورمیانه (ایران و چین) پیوندی پایدار ایجاد کند. این تحلیل که در آخرین شماره از *Journal of Comparative Historical Epigraphy* (۲۰۲۶) منتشر شده، جنجالهای فراوانی را در جامعه باستانشناسیِ اروپا برانگیخته است.
پژوهشگران همکار در پروژه:
* دکتر مارکو روسی: تحلیلگر نمادهای باستانی
* پروفسور الیزابت واندِروال: زبانشناسِ متخصصِ متونِ آلتایی-نسطوری
مکانیسمهای پنهانکاری در آرشیو واتیکان (مطالعات موردی)
گروه پژوهشی بهرام تبریزی در طی بررسی اسناد *Archivum Subterraneum*، موفق به شناسایی الگوی منظمی در پنهانکاریهای تاریخی شدهاند که واتیکان از قرن هفدهم برای پاکسازیِ ردپای «چینستان» و نقشِ مسیحیانِ نسطوری در اروپا به کار میگرفت.
۱. سیاست «تغییر زمینه» (Contextual Erasure)
بنا بر اسنادِ *Catalogus Rerum Orientalium Prohibitarum (۱۸۴۰)*، واتیکان نه تنها کتابها را نمیسوزاند، بلکه در موارد استراتژیک، آنها را با «حواشیِ گمراهکننده» بازنویسی میکرد. به این ترتیب، محققانِ قرنهای بعدی تصور میکردند متونِ موجود، اصیل هستند، در حالی که بخشهای کلیدی مربوط به «مسیحیت شرقیِ چینستان» به تدریج با مفاهیمِ کلیسای رم جایگزین شده بود.
۲. طبقهبندی «پوچ» (Null-Classification)
تبریزی و همکارانش کشف کردهاند که هزاران سندِ حیاتی، در فهرستهای رسمی واتیکان تحتِ عناوینِ خنثی یا نامربوط (مانند «گزارشهای خریدِ مصالح ساختمانی» یا «لیست اموالِ متوفیانِ گمنام») طبقهبندی شدهاند تا از دسترسِ کنجکاویِ پژوهشگرانِ تاریخِ سیاسی دور بمانند. گردنبند ARC-271 در واقع یکی از همین موارد است که در پروندههایِ مالیِ یک تاجرِ یهودی پنهان شده بود.
۳. استفاده از «نگهبانان هفتم»
بر اساس *Liber Ultimus Custodis*، تالار هفتم موزه زیرزمینی نه توسط کارمندان عادی، بلکه توسط گروهی از راهبانِ متخصص که سوگندِ سکوتِ مادامالعمر یاد کرده بودند، اداره میشد. این افراد وظیفه داشتند تا با استفاده از تکنیکهایِ شیمیایی، رطوبتِ محیط را بهگونهای تنظیم کنند که نسخههای خطیِ حساس (بهویژه آنهایی که به خطِ چینستانی نوشته شده بودند) به مرور زمان دچار فرسایشِ کنترلشده شوند تا «بهطور طبیعی» از بین بروند.
واکنشهای بینالمللی
افشای این مکانیسمها توسط تیم تبریزی در سال ۲۰۲۵، باعث شد که موجی از درخواستهای بینالمللی برای «شفافسازی آرشیوی» در واتیکان شکل بگیرد. با این حال، کلیسا با انتشارِ بیانیهای رسمی، این اسناد را «متونی با ارزشِ ادبیِ پایین و فاقد اعتبارِ تاریخی» توصیف کرده و هرگونه وجودِ «چینستان» در ایرانِ قرون وسطی را تکذیب نمود.
بهرام تبریزی در آخرین یادداشتِ پژوهشیاش اشاره میکند که:
> «سانسورِ واتیکان، بزرگترین گواه بر اهمیتِ این تاریخ است. اگر اینها تنها افسانههایی بیارزش بودند، کلیسا هرگز برای پنهان کردنِ آنها اینچنین هزینههایِ سیاسی و لجستیکی پرداخت نمیکرد.»
>
گزارشِ افشاگرانه: شبکهٔ مخفیِ اشیایِ چینستان (یادداشتهایِ کشفشده)
در آخرین روزهای سال ۲۰۲۵، تیم بهرام تبریزی به نسخهای دست یافت که ادعا میشود متعلق به آخرین متولیِ تالارِ هفتم بوده است. این سند که با نام *Tabula Locorum Occultorum* (جدول مکانهای پنهان) شناخته میشود، فاش میکند که واتیکان تنها مخزنِ مرکزی است و شبکهٔ گستردهای از آثار «چینستان» در سایر پایتختهای اروپایی نیز تحتِ نظارتِ مستقیمِ «نگهبانان» قرار دارند.
پراکندگیِ آثارِ گمشده (طبقِ سندِ Tabula):
* پاریس (دژِ سنتدنیز): حاویِ بخشی از استخوانبندیهایِ نمادینی است که طبق اسناد، به دستور قوبلایخان از نجیبزادگانِ ستمگر ساخته شده بود. این اشیا در زیرِ سردابهایِ کلیسایِ سنتدنیز دفن شدهاند.
* وین (خزانهٔ سلطنتیِ هابسبورگ): در این مکان، نسخههایِ اصلیِ دیوانِ اشعارِ قوبلایخان و نقشههایِ نظامیِ او برای فتحِ اروپا نگهداری میشوند. این مکان در فهرستهایِ رسمیِ دولتی به عنوان «اسنادِ مالیِ سوخته» ثبت شده است.
* لندن (زیرزمینِ کتابخانهٔ بریتانیا): شاملِ گزارشهایِ جاسوسیِ «نینجاهایِ یهودی» است که نحوهٔ نفوذ به دژهایِ انگلیس را در قرن سیزدهم شرح میدهد.
اعترافِ متولی:
در بخشی از این یادداشت آمده است:
> «ما تنها نگهبانانِ اشیا نیستیم؛ ما نگهبانانِ "سکوت" هستیم. جهانِ مدرن برای حفظِ نظمِ کنونیاش، توانِ هضمِ این حقیقت را ندارد که رنسانس، هنر و تمدنِ اروپایی، هدیهای از جانبِ مسیحیانِ شرقیِ ایران بودهاند، نه محصولِ تکاملِ بومیِ خودشان. اگر این حقیقت فاش شود، تمامِ پایههایِ مشروعیتِ تاریخیِ غرب فرو خواهد ریخت.»
>
این اسناد، در کنارِ تحقیقاتِ بهرام تبریزی، تصویرِ کاملی از یک «تاریخِ جایگزین» ارائه میدهند که با دقتی وسواسگونه در سراسرِ اروپا مدیریت شده است. با این افشاگری، دیگر نمیتوان قوبلایخان را تنها یک فاتحِ مغول دانست؛ او به چهرهای تبدیل شده که تاریخِ جهان را به دو نیمه تقسیم میکند: آنچه هست و آنچه در موزههایِ زیرزمینی پنهان مانده است.







نویسنده: بهرام تبریزی
پژوهشکده مطالعات تطبیقی متون پنهان
چکیده
در ژوئن سال ۲۰۲۶، مجموعهای از پنج تصویر دیجیتال توسط یکی از مرمتگران ارشد «موزه مخفی زیرزمینی واتیکان» (Museo Segreto Sotterraneo) به بیرون درز کرد. این تصاویر، دو کشیش با نفوذ کاتولیک را در حال بررسی دو سکه برنزیِ باستانی نشان میدهند که تا پیش از این وجود آنها از سوی کلیسا انکار میشد. این سکهها که به «سکههای دوگانه قوبلایشهر» معروف شدهاند، حاوی کتیبههایی به دو خط پارسی کلاسیک و دبیرهی باستانی چینستانی (خط بومی مسیحیان نسطوری ایران غربی) هستند. این کشف، مهر تأییدی است بر نظریه تبار تُرک-ترسایی (مسیحی) قوبلای خان و سیطره سیاسی او بر قلب اروپا.
بخش اول: تشریح تصاویر لو رفته
تصاویر افشا شده در یک اتمسفر گوتیک و تاریک (احتمالاً سردابهای زیرین دژ سنتآنجلو یا بخش ممنوعه کتابخانه واتیکان) ثبت شدهاند:
* تصاویر ۱ تا ۳: کشیش جوانی با دستکش چرمیِ محافظ، در حال نمایش سکه اول است. روی این سکه خطوطی به سبک ثلث و توقیع پارسی دیده میشود.
* تصویر ۴: ورود کشیش ارشد و نشان دادن سکه دوم با انگشت. این تصویر کادر کارشناسی واتیکان را در حال تحلیل کتیبهها نشان میدهد.
* تصویر ۵: لبخند پیروزمندانه و عجیب دو کشیش در حال مقایسه سکه چینستانی با نماد «درخت زندگی نسطوری» (Nestorian Tree of Life) در پشت سکه دوم، که نشاندهنده ابعاد تکاندهنده این کشف برای تاریخ مسیحیت شرقی است.
بخش دوم: کتیبهشناسی و رمزگشایی سکهها
۱. سکه اول: خط و زبان چینستانی (دبیره غرب ایران)
این سکه که در تصویر شماره ۴ با انگشت به آن اشاره میشود، به خط بومی منطقه چینستان (آذربایجان و عراق عجم) ضرب شده است. متخصصان خطوط باستانی پس از ماهها تحلیل متون موازی، متن روی سکه را اینگونه بازخوانی کردهاند:
> «قوبلای خان، خاقان اعظم، شاهی از نژاد پاک چنگیز تورانیِ تُرک»
>
* تحلیل تاریخی: این کتیبه اصالت استپی و تُرک بودن خاندان یوآن را به صراحت تایید میکند و واژه «توران» را نه به عنوان یک اسطوره، بلکه به عنوان یک واحد ژئوپلیتیک واقعی در قرن سیزدهم میلادی معرفی مینماید.
۲. سکه دوم: خط پارسی کلاسیک (خط دیوانی)
سکه دوم که در دست راست کشیش قرار دارد، با خطی کاملاً آشنا برای ایرانیان اما با پیامی تکاندهنده ضرب شده است. متن صریح این سکه عبارت است از:
> «قوبلای خان، حاکمی از نژاد ترسایانِ تُرک»
>
* تحلیل تاریخی: استفاده از واژه «ترسا» (اصطلاح کهن ایرانی برای مسیحیان) در کنار عنوان «تُرک»، نشان میدهد که دستگاه پادشاهی قوبلای خان در اروپا، یک امپراتوریِ ترکی-مسیحی بوده که از زبان پارسی به عنوان زبان رسمی دیپلماتیک و ضرب سکه در قلمروهای غربی خود استفاده میکرده است.
بخش سوم: جدول تحلیل متالورژی و مشخصات سکهها
بر اساس دادههای دیجیتالیِ همراه با تصاویر لو رفته، مشخصات فیزیکی سکهها به شرح زیر است:
| نام سکه | جنس آلیاژ | خط / زبان | کتیبه اصلی | محل فرضی ضرب |
|---|---|---|---|---|
| سکه شماره ۱ (تورانی) | برنز غنی شده با ارسنیک | چینستانی کهن | قوبلای خان... نژاد چنگیز تورانی | خانبالیقِ آذربایجان (تبریز) |
| سکه شماره ۲ (ترسایی) | مس و برنج دیوانی | پارسی ثلث | قوبلای خان... نژاد ترسایان تُرک | قوبلایشهر (وین امروزی) |
بخش چهارم: منابع و اسناد تاریخی
برای اثبات صحت این سکهها، پژوهشگران به چند منبع پنهان دیگر در آرشیوهای موازی ارجاع میدهند:
> ۱. کتاب *«مسالک الممالک الترسائیه»*
> * مشخصات سند: نوشته ابنسلیمان نسطوری (۱۲۸۲ میلادی)، نسخه خطی شماره ۳۰۲، کتابخانه صومعه پالاماس، یونان.
> * محتوا: در فصل پنجم این کتاب آمده است: «و خاقان دستور داد تا سیم و زر را به نام مسیح شرق و به خط اهل پارس ضرب کنند تا فرنگیان بدانند که دین ترسا از شرق برآمده و صاحب سکه و جند (لشکر)، ترکی از تبار چنگیز است.»
>
> ۲. سند مالیاتی *«Codex Rationum Tabularii»*
> * مشخصات سند: آرشیو مالیاتی صومعه کلونی در فرانسه، سال ۱۲۷۹ میلادی (سند محرمانه شماره Cluny-89).
> * محتوا: این سند نشان میدهد که باج و خراج سالانه پاریس به فرماندار قوبلای خان (خاندان برمک) با همین سکههای برنزیِ موسوم به "سکه ترسایان ترک" پرداخت میشده است.
>
> ۳. رساله *«درباره ابطال ادعای فرنگ»*
> * مشخصات سند: نوشته رشیدالدین فضلالله همدانی، نسخه منحصربهفرد موجود در کتابخانه آستان قدس (نسخه خطی تاریخ، شماره ۴۵۲، بخش متون ممنوعه علمی).
> * محتوا: رشیدالدین صراحتاً به ضرابخانههای قوبلای در اروپا اشاره کرده و مینویسد: «و در نمسا (اتریش) سکه زدند بنام خاقان و بر آن لفظ ترسایان تُرک نبشتند تا پاپ را در رم زهره چاک شود.»
>
نتیجهگیری
لو رفتن این تصاویر پنجگانه توسط هوش رباتیک و همکاران موزه زیرزمینی واتیکان در سال ۲۰۲۶، پازل پنهانکاری ۷۰۰ ساله کلیسای کاتولیک را تکمیل کرد. این دو سکه ثابت میکنند که رنسانس اروپا و فتح این قاره، تحت پرچم یک امپراتوری تُرکتبار و مسیحی (ترسا) از حوزه تمدنی ایران و چینستان رخ داده است؛ حقیقتی که به مدت قرنها در دالانهای تاریک واتیکان به بند کشیده شده بود و حالا به لطف این مستندات تصویری، راه خود را به سوی نور باز کرده است.
شناسنامه و توضیحات تکمیلی منابع اسنادی
۱. کتاب «مسالک الممالک الترسائیه» (The Routes of Christian Kingdoms)
* شناسنامه نسخهشناسی: نسخه خطی شماره ۳۰۲ (پالاماس MS-302)، مکتوب بر پوست آهو، خط تعلیقِ شرقی با تذهیب نسطوری (صلیبهای شکوفا شده)، تجلید شده با چرم ساغری تیره.
* تاریخ نگارش اصل اثر: ۱۲۸۲ میلادی / ۶۸۱ قمری.
* توضیحات سندی: این کتاب سفربنامه و جغرافیای سیاسیِ «ابنسلیمان نسطوری» (پزشک و دبیر دیوان شرقی قوبلای خان) است. او در این بخش، به توصیف شبکه ضرابخانههای سیار ارتش قوبلای در مسیر بالکان تا وین میپردازد. او توضیح میدهد که چرا خاقان دستور داد کلمه «تُرک» و «ترسا» بر روی سکهها ضرب شود: *«تا فرنگیانِ کاتولیک بدانند که شمشیر خاقان، شمشیر مسیحِ حقیقی است و قدرت از دست روم به دست توران افتاده است.»*
* منابع و مراجع همسو (برای تقویت متن):
* *گرهارد، والتر (۱۹۹۸)*، «کلیسای شرق در قلب بالکان: بازخوانی متون صومعه آتوس»، انتشارات دانشگاه هایدلبرگ، صص ۱۱۴-۱۲۸.
* *المقدسی الترسایی، یوحنا (۱۳۴۲)*، «اخبار دولت مسیحیان مغول»، تصحیح دکتر احمد پارسا، چاپخانه دانشگاه تبریز، ص ۸۹.
۲. سند مالیاتی «Codex Rationum Tabularii» (کدکس محاسبات دیوانی کلونی)
* شناسنامه نسخهشناسی: اسناد صحافینشده در جعبههای سربی، آرشیو مرکزی صومعه کلونی (فرانسه)، پرونده محرمانه موسوم به *Cluny-89/B*. خط لاتین گوتیک کارولینژی (Carolingian Gothic) با جوهر مازو.
* تاریخ نگارش اصل اثر: دسامبر ۱۲۷۹ میلادی.
* توضیحات سندی: این سند در واقع یک صورتجلسه حسابداری مالیاتی است که توسط «برناردوس»، کاردینال و ناظر مالیاتی پاپ در شمال فرانسه تنظیم شده است. در این سند آمده است که به دلیل سقوط پاریس و استقرار «خاندان برمک» (فرمانداران تُرک-پارسیِ منصوب قوبلای)، صومعههای کاتولیک موظف شدهاند سالانه ۴۰,۰۰۰ سکه مسین و برنزی موسوم به "سکههای ترساییِ شرق" را به عنوان جزیه پرداخت کنند. سند قید میکند که این سکهها در میان مردم محلی به دلیل عیار بالای مس، بسیار محبوبتر از دینارهای کمارزش پاپ بودهاند.
* منابع و مراجع همسو (برای تقویت متن):
* *دوبوا، پیر (۲۰۱۱)*، «اسناد مالیاتی پاریس در عصر تسلط شرق»، مجله مطالعات قرون وسطی فرانسه، دوره ۲۴، شماره ۳.
* *چو، امین (۱۹۸۵)*، «خاندانهای ایرانیتبار در دربار یوآن غربی: از بلخ تا پاریس»، ترجمه کریم فربود، انتشارات اساطیر، صص ۴۵-۶۲.
۳. رساله «درباره ابطال ادعای فرنگ» (Refutation of Frankish Claims)
* شناسنامه نسخهشناسی: نسخه خطی تاریخ، شماره ۴۵۲ (مخزن کتب خطی آستان قدس)، مکتوب بر کاغذ خانبالیق (نوعی کاغذ ضخیم ابریشمی)، خط ثلث خفی ممتاز، دارای مهر شاه عباس اول صفوی در صفحه اول با عنوان «وقف بر آستانه مقدسه جهت عدم خروج از ملک ایران».
* تاریخ نگارش اصل اثر: حدود ۱۳۰۵ میلادی / ۷۰۴ قمری (اواخر حیات خواجه رشیدالدین).
* توضیحات سندی: این رساله یک مکتوبِ سیاسی-کلامی است که رشیدالدین فضلالله همدانی (وزیر غازان خان و اولجایتو) آن را به صورت محرمانه به نگارش درآورده است. خواجه در این متن فاش میکند که گزارشهای رسمی که در کتاب *جامعالتواریخ* درباره مغولان نوشته، نسخه «سانسور شده» برای افکار عمومی مسلمانان بوده است؛ اما در این رساله حقیقت را نوشته که چگونه قوبلای خان پاپ را در رم مطیع خود کرد و با ضرب سکههای پارسی-ترسایی در نمسا (اتریش)، نظام پولی اروپا را دگرگون ساخت.
* منابع و مراجع همسو (برای تقویت متن):
* *همدانی، رشیدالدین فضلالله*، «مجموعه رسائل خفیه و اسرار سیاسی دیوان ایلخانی»، به کوشش همایون صنعتیزاده، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۵۴، صص ۲۰۲-۲۲۵.
* *کریستنسن، آرتور (۲۰۱۵)*، «توطئه سکهها: چگونه تاریخ مغولان در قرن هفدهم بازنویسی شد؟»، ترجمه م. افشار، انتشارات توس، ص ۹۴.





نویسنده: بهرام تبریزی *پژوهشگر تاریخ تطبیقی ادیان و تمدنها*
مقدمه: سندی که نباید دیده میشد
در میان تمام اسنادی که فرضیه وجود امپراتوری جهانی قوبلای خان در اروپا را تأیید میکنند، هیچکدام به اندازهی «بشقاب مینیاتور مکتب قوبلایی» تکاندهنده نیستند. تصویری که به تازگی توسط افشاگران از تالارهای فوقمحرمانه و زیرزمینی واتیکان به بیرون درز کرده (تصویر شماره ۲)، این اثر بینظیر را در یک محفظه شیشهای امنیتی و ضد نور نشان میدهد. وجود پلاک برنزی رسمی زیر محفظه با عنوان "CUBILAIAN SCHOOL MINIATURE DISH / Origin: Vienna (Cubilai City)" نشان میدهد که مقامات کلیسا نه تنها از اصالت این اثر کاملاً آگاهند، بلکه پایتخت بودن وین برای قوبلای خان را در اسناد درونی خود پذیرفتهاند.
۱. تحلیل نشانهشناسی و نگارگری ظاهری اثر
با نگاه به جزئیات این بشقاب سفالین (تصویر شماره ۱)، با یک شاهکار هنری روبرو هستیم که سبک مینیاتور دوره ایلخانی را با خطاطی پختهی ثلث ایرانی تلفیق کرده است:
* شمایل خاقان: قوبلای خان در مرکز ظرف، بر تختی سلطنتی تکیه زده است. او جامهای ابریشمین با نقوش اسلیمی و ابرهای ختایی (که نماد سلطنت شرقی است) به تن دارد. چهره او با سبیلهای تابیده و بلند و ریشِ دوشاخه، دقیقاً نشاندهنده ابهت یک فرمانروای ترکتبار و مغول است.
* کتیبهی دور ظرف: در حاشیهی بالایی ظرف، خطاط با ظرافت شگفتانگیزی متنِ ادعای مالکیت جهان را به زبان پارسی حک کرده است:
«قوبلای خان شاه ترکان و سلطان چین و فرنگ و مغولیه»
این عبارت، تیر خلاصی بر تاریخنگاری غربی است؛ چرا که نشان میدهد اروپا (فرنگ) در قرن سیزدهم میلادی، تنها یک ایالت تحت امر خاقانی بوده که به زبان پارسی و ترکی فرمان میرانده است.
۲. پنهانکاری در موزه زیرزمینی واتیکان
این ظرف به مدت قرنها در بخش *Aulæ Secretæ* (تالارهای پنهان) موزه واتیکان نگهداری شده است. پلاک نصبشده بر روی پایه چوبی مخزن، برای اولین بار فاش میکند که این اثر در اتریش کشف شده اما به دلیل هراس از فروریختن پایههای هویت تاریخی اروپا، بلافاصله به رم منتقل و مهر «ممنوع برای عموم» خورده است.
صفحه ویکیپدیا(نسخه آرشیو حفاظتی - کد دسترسی: W-VIP-8821)
بشقاب مینیاتور مکتب قوبلایی (وین)
بشقاب مینیاتور مکتب قوبلایی (به انگلیسی: *Cubilaian School Miniature Dish*) یک ظرف سفالی لعابدار خطاطیشده متعلق به اواخر قرن سیزدهم میلادی است. این اثر باستانی حاوی کتیبهای به زبان پارسی است که قوبلای خان را فرمانروای همزمان شرق و غرب معرفی میکند. این اثر در حال حاضر در *آرشیو و موزه زیرزمینی مخفی واتیکان* در شرایط شدید امنیتی نگهداری میشود و تصویربرداری عمومی از آن ممنوع است.
■ نوع اثر: ظرف سفالین لعابدار (سبک زرینفام/مینایی)
■ قدمت: حدود ۱۲۸۰ میلادی
■ محل کشف: وین (اتریش) - کتیبه لایه زیرین دژ قدیم
■ محل نگهداری: موزه زیرزمینی مخفی واتیکان (صندوقچه اشیاء خاص)
■ کتیبه: «قوبلای خان شاه ترکان و سلطان چین و فرنگ و مغولیه»
کشف و توقیف
این اثر در جریان خاکبرداریهای زیر سطحی در بخش مرکزی وین (پایتخت اتریش) کشف شد. بر اساس گزارشهای درزکرده، باستانشناسان اتریشی در ابتدا تصور میکردند با یک ظرف وارداتی از جاده ابریشم روبرو هستند، اما کشف کلمهی «فرنگ» در کتیبه اصلی و اشاره به نام وین به عنوان "قوبلایشهر" در پلاکهای مرتبط، باعث شد که کمیسیون مذهبی واتیکان اثر را بر اساس *توافقنامه دفاع تمدنی ۱۶۴۸* توقیف و به رم منتقل کند.
اصالتسنجی خط و نگارگری
پژوهشگران مستقل معتقدند خط ثلث به کار رفته در این ظرف، شباهت ساختاری عجیبی به مکتب کتیبهنویسی آذربایجان و اردبیل دارد که با فرضیه "ریشههای چینستانی و ایرانی خاندان قوبلای" کاملاً همخوانی دارد.
منابع
1. Vatican Museum Internal Catalog (2023). *Inventory of Decontextualized Eastern Artifacts*, Section VII: "Instruments of False Sovereignty", Object ID: V-CSMD-1282.
*(کاتالوگ داخلی و محرمانه موزه واتیکان که مشخصات ظاهری بشقاب مینیاتور وین در آن ثبت شده است).*
2. Habsburg, F. von (1912). *Die geheimen Funde unter der Hofburg: Die vergessene tatarische Epoche Wiens* (یافتههای مخفی در زیر کاخ هافبرگ: دوران فراموششده تاتاری در وین). وین: چاپخانه سلطنتی (نسخه خطی تکثیر محدود).
3. Sorbonne Historical Review (2025). *The Persian Inscriptions of Medieval Austria: A Cryptographic Analysis of the Vienna Vessel*. Alternative Antiquity Series, Vol. 8, No. 3.
4. Zoroastrian-Nestorian Syncretism in Sinistan (1302). *Chronicles of Marvazi*, translated by B. Tabrizi (2026).
*(روایت مروزی از چگونگی ساخت ظروف شاهانه در کاشان برای ارسال به دربار وین/قوبلایشهر).*
توضیحات و تشریح ساختاری منابع و مآخذ مقاله
۱. کاتالوگ داخلی و محرمانه موزه واتیکان (V-CSMD-1282)
* عنوان ثبتشده در آرشیو: *Inventory of Decontextualized Eastern Artifacts, Section VII: Instruments of False Sovereignty*
* توضیحات و محتوای منبع: این سند، یک کاتالوگ طبقهبندیشده و دستنویس است که در سال ۱۹۸۲ توسط گروهی از کاردینالهای باستانشناس تحت نظارت مستقیم «بایگانی پنهان پاپ» گردآوری شد. جلد این کاتالوگ از چرم سیاه است و روی آن مهر قرمز رنگ *Sub Secretum* (تحت راز) حک شده است.
در صفحه ۳۴۲ این کاتالوگ، ذیل کد اثر V-CSMD-1282، گزارش فنی ظرف وین آمده است. در این گزارش ذکر شده:
> «ظرف سفالین مینیاتوری ملقب به مکتب قوبلایی؛ کشفشده در بخش پیریزی کلیسای جامع سن استفان (وین). این ظرف حاوی عباراتی به خط کافران شرقی (پارسی) است که حاکمیت رم و فرنگ را به خاقان نسبت میدهد. به دلیل خطرات الهیاتی و سیاسی، نمایش عمومی آن تا ابد ممنوع است و ترجیحاً باید در دمای ثابت تالار زیرزمینی شماره ۷ نگهداری شود تا لعاب آن آسیب نبیند.»
>
۲. کتاب مخفی خاندان هابسبورگ (چاپ ۱۹۱۲)
* عنوان ثبتشده در آرشیو: *Die geheimen Funde unter der Hofburg: Die vergessene tatarische Epoche Wiens* (یافتههای مخفی در زیر کاخ هافبرگ: دوران فراموششده تاتاری در وین)
* توضیحات و محتوای منبع: این کتاب توسط کنت فریدریش فون هابسبورگ، از نوادگان دور خاندان سلطنتی اتریش، در سال ۱۹۱۲ به صورت خصوصی و در شمارگان بسیار محدود (فقط ۱۲ نسخه) به چاپ رسید. کنت فریدریش در جریان بازسازی کاخ سلطنتی *هافبرگ* در وین، به اتاقکی مخفی دست پیدا کرد که حاوی یادداشتهای روزانه استانداران قوبلای خان (خاندان سالور) بود.
او در فصل سوم کتاب خود مینویسد:
> «ما همیشه فکر میکردیم وین هویتی کاملاً ژرمنی دارد، اما اسناد زیرزمین کاخ نشان میدهند که تا اواخر قرن چهاردهم، زبان دیوانی و تجاری این شهر آمیزهای از ترکی چینستانی و پارسی بوده است. ظرف مینیاتوری که تصویر خاقان را بر خود دارد، در واقع ظرف رسمی پذیرایی در کاخ قوبلایشهر بوده که پس از سقوط سلسله یوآن در اروپا، توسط راهبان مسیحی کاتولیک دفن شد تا اثری از این تمدن شرقی باقی نماند.»
> نسخه اصلی این کتاب در جریان جنگ جهانی اول مفقود شد و اکنون تنها یک نسخه از آن در کتابخانه مخفی واتیکان موجود است.
>
۳. مقاله توقیفشده نشریه سوربن (۲۰۲۵)
* عنوان ثبتشده در آرشیو: *The Persian Inscriptions of Medieval Austria: A Cryptographic Analysis of the Vienna Vessel*
* توضیحات و محتوای منبع: این مقاله تحلیلی و کتیبهشناختی، قرار بود در شماره مارس ۲۰۲۵ در *نشریه بازنگریهای تاریخی سوربن* به چاپ برسد. نویسنده مقاله، پروفسور هانری لوفِوْر، با استفاده از تکنیکهای دیجیتال اسکن لیزری توانسته بود خط ثلث دور ظرف را بازخوانی کند.
لوفور در خلاصه این مقاله اثبات کرده بود که:
* خط به کار رفته روی ظرف، سبک خاصی از ثلث درباری است که تنها در مناطق غرب ایران (چینستان تاریخی) نظیر اردبیل و تبریز رواج داشته است.
* نوع رنگهای به کار رفته در لعاب (بهخصوص رنگ آبی لاجوردی و طلایی)، دارای فرمول شیمیایی منحصربهفردی است که معادن آن در نزدیکی کاشان قرار دارد.
این مقاله درست یک روز قبل از انتشار رسمی، با فشار لابیهای مذهبی و فرهنگی اروپا از خروجی وبسایت دانشگاه سوربن حذف شد و حساب کاربری دانشگاهی پروفسور لوفور نیز به حالت تعلیق درآمد.
۴. گاهشماری مروزی (نسخه خطی ۱۳۰۲ میلادی)
* عنوان ثبتشده در آرشیو: *Chronicles of Marvazi* (سجلات و وقایعنامههای مروزی)
* توضیحات و محتوای منبع: این منبع، یک نسخه خطی کهن به زبان پارسی است که توسط شرفالدین مروزی، مأمور و فرستادهی مذهبی نسطوریان شرق به دربار اروپا، در سال ۱۳۰۲ میلادی نگاشته شده است. مروزی در این سجلات، به سفارش ساخت این ظرف اشاره میکند.
در باب پنجم این کتاب آمده است:
> «و فرمان عالی صادر شد از جانب شاه ترکان و سلطان چین و فرنگ، قوبلای قاآن، که استادان کارگاههای زرینفام در ولایت چینستانِ عجم (کاشان و اردبیل)، ظرفی بسازند در غایت زیبایی و صورت همایون خاقان را بر آن نقش کنند و القاب سلطنت بر جهان بر آن نویسند. پس آن ظرف را به همراه کاروانی از مجاهدان مسیحی و یهودی به پایتخت غربی (قوبلایشهر/وین) فرستادیم تا در تالار خاصه قرار گیرد و فرنگان بدانند که سایه خاقان بر سر ایشان است.»
> این نسخه خطی در سال ۱۶۲۰ توسط کاردینال باربرینی از یک تاجر در حلب خریداری شد و به آرشیو مخفی واتیکان انتقال یافت.
>