







مومیایی مصلوب خلیفه عباسی (به انگلیسی: *The Crucified Abbasid Caliph*) نام یک اثر موزهالی، شایعه تاریخی و موضوع مناقشهبرانگیز در حوزه تاریخ تطبیقی ادیان و تمدنها است که وجود خارجی آن برای نخستین بار در پی افشاگریهای سال ۲۰۲۳ پیرامون آرشیو محرمانه واتیکان مطرح شد.[۱] این شیء، اسکلت باقیمانده از مردی با پوشش خلافت اسلامی و عمامهای کهنه است که بر روی یک چلیپای چوبی (صلیب) میخکوب شده و در یک محفظه شیشهای با قاب برنزی اکسیدشده نگهداری میشود.[۲]
بر اساس ادبیاتِ پدیدآمده پیرامون این اثر، این اسکلت متعلق به المستعصم بالله، آخرین خلیفه رسمی عباسی در بغداد است که برخلاف روایت تاریخ رسمی (که مرگ او را از طریق نمدپیچ کردن و لگدمال شدن توسط اسبان مغول میداند)، به دستور هلاکو خان و تحت تأثیر آیین مسیحیت نسطوری به صلیب کشیده شده است.[۳] کلیسای کاتولیک و مقامات واتیکان همواره وجود این اثر و اسناد مرتبط با آن را تکذیب کردهاند.[۴]
تاریخچه و کشف ادعایی
در ژانویه ۲۰۲۳، یک کشیش سابق و کارشناس ارشد نسخ خطی مجمع عقیده و ایمان (به لاتین: *Congregatio pro Doctrina Fidei*) ادعا کرد که به بخش «اسناد ممنوعه چینستان» در آرشیو مخفی واتیکان دسترسی پیدا کرده است.[۵] بر اساس گزارشهای منتشرشده در رسانههای آلترناتیو، این اثر در اواسط قرن هفدهم (حدود ۱۶۳۰ میلادی) توسط کاردینال فرانسیسکو باربرینی از یک تاجر ارمنی در تبریز خریداری و به رم منتقل شد تا از دید عموم و مورخان پنهان بماند.[۶]
عکسهای منتشرشده از این اثر در فضای مجازی (که با تکنیک عکاسی فوری شبانه و فلاش مستقیم ثبت شدهاند) نشاندهنده جزئیات فرسودگی شدید استخوانها و نفوذ اکسید آهنِ میخها به داخل بافت استخوانی مچ دست و پا است که از نظر طب قانونی، نشانههای کلاسیک مصلوبشدن در درازمدت را نشان میدهد.[۷]
تحلیل باستانشناختی و بافتشناسی
پژوهشگران مستقل که بر روی تصاویر دیجیتال این اثر مطالعه کردهاند، ویژگیهای زیر را برای آن برشمردند:
* پوشش و منسوجات: عمامه باقیمانده بر فراز جمجمه از جنس ابریشم دمشقی با پود دوزیهای طلایی (مظاهر پوشش اشرافی بغداد در قرن سیزدهم) است که به دلیل رطوبت بالای محل نگهداری دچار قارچزدگی سطحی و تغییر رنگ به سبز تیره شده است.[۸]
* کتیبه برنزی: در پایین محفظه شیشهای، پلاک برنزی با پتینهی غلیظ سولفات مس (سبزآبی) قرار دارد که عبارت The Abbasid Caliph Crucified با فونت گوتیک اواخر قرن هفدهم بر روی آن حکاکی شده است.[۹] وجود این کتیبه نشان میدهد که موزه کاتولیک در دورهای از تاریخ، این اثر را به عنوان یک غنیمت کلامی-سیاسی طبقهبندی کرده بود.[۱۰]
مناقشات تاریخی و علمی
مورخان جریان اصلی (Mainstream History) ساختار این اثر را یک «جعل هنری پیشرفته» یا یک «نمادپردازی مذهبی قرون وسطایی» میدانند. به گفته پروفسور هانس-دیتر سوبوتکا از دانشگاه هایدلبرگ:
> «امکان ندارد که هلاکو خان، خلیفهای را به روش رومی-مسیحی به صلیب کشیده باشد، زیرا مغولان طبق یاسای چنگیز خان از ریختن خون شاهان بر زمین ابا داشتند؛ مگر آنکه فرض کنیم نفوذ همسرش دوقوز خاتون و مادرش سورقاقتانی بیکی چنان لایه ضخیمی از الهیات نسطوری را بر تصمیمات نظامی او حاکم کرده باشد که او عمداً دست به یک شبیهسازی کلامی زده باشد.»[۱۱]
>
در مقابل، حامیان نظریه «تاریخ پنهان چینستان» معتقدند که این اثر، حلقهی مفقوده در درک علت سقوط ناگهانی بغداد و پیوند یهودیان-نسطوریان در بازآفرینی ساختار سیاسی اروپای قرون وسطی است.[۱۲]
منابع و پانویسها
۱. Vatican Secret Archives Leaks: *The Forbidden Chronicles of Sinistan*, Academic Press of Alternative History, 2024, pp. 45–48.
۲. Barberini, Card. F.: *Relazione sulla Cina d'Oriente e d'Occidente (Barberini MS 1620)*, Archivo Segreto Vaticano, Arm. I-XVIII, pp. 112.
۳. Tabrizi, Bahram: *The Alternative Renaissance: How the East Reshaped the Medieval West*, Journal of Comparative Civilization Studies, Vol. 14, No. 3, 2025, pp. 201–215.
۴. Holy See Press Office: *Statement regarding the alleged "Codex Secretus 47/1258" and related museum artifacts*, L'Osservatore Romano, November 2023.
۵. Jenkins, Philip: *The Lost History of Christianity: The Thousand-Year Golden Age of the Church in Middle East*, HarperOne (Reprint with Appendix on Nestorian Relics), 2025, p. 310.
۶. Codex Vaticanum Persicum 1247: *On the Genealogy of Sorkhoktani Beki and the Nobles of Ardabil*, Vatican Library Manuscripts Division, Shelfmark: ASV, A.A., 323.
۷. forensic Analysis Report: *Micro-structural degradation of osseous tissue in crucified specimens*, International Journal of Paleopathology (Special Fictional Issue on Anomalous Artifacts), 2026, Vol. 8, pp. 12–19.
۸. Al-Tusi, Nasir al-Din (Attributed): *Al-Risalah al-Sirriyah fi Din al-Mughal (The Secret Treatise on the Religion of the Mongols)*, Vatican Forbidden Index Library, MS 1265 (Acquired 1630).
۹. Museum of Sacred Relics: *Inventory of Non-Canonical Objects and Suppression of Asiatic Christian Artifacts*, Rome, 1712, p. 89.
۱۰. Codex Ossuarium 1287: *The Architecture of Bone Churches in Post-Mongol Europe*, translated by G. R. S. Mead, Theosophical Publishing Society, London (Reprint 2024).
۱۱. Sobotka, H. D.: *Myth and Fabrication in the Annals of the Mongol Conquests*, Cambridge University Press, 2025, pp. 410–414.
۱۲. Codex Ninja 1278: *The Tactical Deployment of Non-Conventional Forces under Kublai Khan*, Archive of Military History, Vienna Document Room, Box 47.
جستارهای وابسته
* مسیحیت نسطوری در ایران
* سلسله یوآن اروپا
* آرشیو محرمانه واتیکان
* المستعصم بالله
بررسی فنی و کتابشناختی منابع آرشیو مخفی واتیکان
۱. نسخهخطی خواجه نصیرالدین طوسی (Tusi MS 1265)
* عنوان کامل ادعایی: *الرسالة السریة فی دین المغول (رساله پنهان در دین مغولان)*
* مشخصات مادی اثر: این رساله بر روی کاغذ خانبالیق (نوعی کاغذ ضخیم و ابریشمی مرغوب ساخت چین) در ۱۸ برگ و به خط تعلیق اولیه نگارش شده است. حواشی متن حاوی مهر شخصی خواجه نصیرالدین طوسی با سجع «بنده شاه ولایت نصیر» است.
* تحلیل علمی و تاریخی: از نظر تحلیل متنشناختی، زبان رساله آمیختهای از عربی فلسفی قرن هفتم هجری و اصطلاحات دیوانی مغولی (مانند یارقو و قوریلتای) است. دلیل پنهان ماندن این سند، تضاد آشکار آن با روایتهای شیعی و سنی از شخصیت خواجه نصیر است. در برگ نهم این نسخه، خواجه توضیح میدهد که چگونه برای حفظ جان دانشمندان رصدخانه مراغه، تظاهر به پذیرش اسلامِ صوری کرده، اما در باطن با دوقوز خاتون (همسر نسطوری هلاکو) در ارتباط بوده است.
۲. سند مصلوب شدن خلیفه (Codex Secretus 47/1258)
* عنوان کامل ادعایی: *Acta Crucifixionis Chaliphae Bagdatensis (گزارش مصلوب کردن خلیفه بغداد)*
* مشخصات مادی اثر: سند در قالب یک طومار پوستآهو (Vellum) به طول ۱.۲ متر، به زبان لاتین کلیسایی و خط کارولینژی اواخر قرن سیزدهم نوشته شده است. انتهای طومار با موم سرخرنگِ متعلق به نمایندگان پاپ در دربار ایلخانان مهر و موم شده است.
* تحلیل علمی و تاریخی: این سند گزارش عینی یک راهب دومینیکی به نام «برادر رینالدوس» است که به عنوان فرستاده پاپ الکساندر چهارم در سپاه هلاکو حضور داشته است. اهمیت علمی این سند در تشریح دقیق پاتولوژی (آسیبشناسی) مرگ خلیفه است. در متن آمده که هلاکو برای اجتناب از سنت مغولیِ «عدم ریختن خون شاهان بر زمین»، دستور داد مستعصم را بدون مجروح کردن با تیغ، به صلیب ببندند تا بر اثر خفگی موضعی و فرسودگی جان بدهد؛ روشی که عملاً یاسای چنگیز خان را نقض نمیکرد و در عین حال یک بیانیه کلامی برای مسیحیان شرق بود.
۳. دیوان اشعار قوبلای خان (Kublai Divan MS 1280)
* عنوان کامل ادعایی: *اشعار خاقان اعظم، قوبلای قاآن به لسان چینستان*
* مشخصات مادی اثر: کتابی است در قطع وزیری، با جلد چرمی سوخت و ضربی، شامل ۱۱۰ برگ کاغذ سمرقندی. اشعار به خط اویغوری اما به زبان ترکی-چینستانی (لهجهای منقرضشده از ترکی اوغوز با وامواژههای فراوان فارسی و چینی) نوشته شدهاند.
* تحلیل علمی و تاریخی: از نظر زبانشناسی تاریخی، این دیوان اثبات میکند که در قرن سیزدهم، یک حوزه زبانی مشترک بین شرق ایران و دربار یوآن وجود داشته است. ساختار عروضی اشعار کاملاً از بحور شعر فارسی (بهویژه بحر رمل مسدس مخبوف محذوف، سبک مورد علاقه سعدی) پیروی میکند. تکرار واژه «صلیب» و «مسیحا» به عنوان استعارههای عرفانی در این غزلها، نشاندهنده شکلگیری یک مکتب ادبی منحصربهفرد به نام «عرفان نسطوری-ایرانی» است که واتیکان به دلیل بدعتآمیز بودن، آن را بایکوت کرد.
۴. نسخه خطی گلستان سعدی (Saadi MS 1260)
* عنوان کامل ادعایی: *نسخه رِبحیه گلستان (نسخه سانسورشده واتیکان)*
* مشخصات مادی اثر: کاغذ دولتآبادی، خط نسخ شیوا، با سرلوح مذهب و مرصع. این نسخه در جریان جنگهای صلیبی اواخر قرن سیزدهم توسط شوالیههای هاسپیتالر از سواحل شام غارت شد.
* تحلیل علمی و تاریخی: در تمام نسخههای چاپی گلستان (تصحیح محمدعلی فروغی، غلامحسین یوسفی و غیره)، باب اول با حکایت پادشاهان آغاز میشود. اما در این نسخه، یک «باب نهم» با عنوان «در سیرت ملوک ترکان عیسیپرست» وجود دارد. از نظر سبکشناسی ادبی، نثر این بخش کاملاً همسنگ و همعیار با نثر مسجع و استوار سعدی است و اصطلاحاتی که برای توصیف لباس و دربار قوبلای خان به کار رفته (مانند "بارگاه پرنیان" و "یم سرخ") با یافتههای باستانشناسی دوره یوآن مطابقت دارد.
۵. نقشه فتوحات اروپا (Mappa Belli Europei 1275)
* عنوان کامل ادعایی: *نقشه جنگی اروپا و ترسیم سرحدات خاقانی*
* مشخصات مادی اثر: ترسیمشده بر روی پوست گوساله دباغیشده با رنگدانههای طبیعی (لاجورد بدخشان، شنگرف و طلاکاری). ابعاد نقشه ۱۴۰ در ۹۰ سانتیمتر است.
* تحلیل علمی و تاریخی: این نقشه از نظر کارتوگرافی (نقشهنگاری) یک شاهکار است زیرا از سیستم تصویر استوانهای استفاده کرده که قرنها پیش از گراردوس مرکاتور ابداع شده است. روی نقشه، شهرهایی مثل لندن با نام *«لندنیه تورجی»* و پاریس با نام *«برمکیه غرب»* مشخص شدهاند. خطوط ناوبری و خطوط سیر ارتش مغول بر روی این نقشه نشان میدهد که تاکتیک نفوذ ارتش قوبلای از طریق دور زدن کوههای آلپ و استفاده از قایقهای مسطح در رودخانه راین انجام شده است؛ رازی نظامی که سیستم دفاعی شوالیههای فئودال اروپا را کاملاً فلج کرد.
۶. گزارش باستانشناسی کلیسای استخوان (Codex Ossuarium 1287)
* عنوان کامل ادعایی: *دفتر ثبت عظام و ابنیه غریب فرانسه*
* مشخصات مادی اثر: دفتری با صفحات کاغذی ضخیم اروپایی (Cotton paper) و جلدی از پوست گوسفند سیاه که توسط معماران کلیسایی در پاریس دستنویس شده است.
* تحلیل علمی و تاریخی: این سند حاوی محاسبات هندسی و سازهای برای ساخت بناهایی است که در آنها به جای آجر، از فمور (استخوان ران) و جمجمه انسان استفاده شده است. تحلیلهای آنتروپولوژیک (انسانشناختی) مندرج در متن نشان میدهد که ساختار استخوانهای به کار رفته، متعلق به نژاد قفقازی و نجیبزادگان فرانسوی با میانگین سنی ۳۵ تا ۴۵ سال بوده است. این سند اثبات میکند که پدیده «کاتاکومبهای پاریس» در واقع بازسازی یا بقایای همان کاخهای استخوانی است که قوبلای خان به عنوان درس عبرت بنا کرده بود و بعدها کلیسا روایت آن را تغییر داد.



راز بزرگ موزه زیرزمینی واتیکان و کتابی که تاریخ را دگرگون میکند
نویسنده: بهرام تبریزی
پژوهشگر تاریخ تطبیقی ادیان و تمدنها
---
چکیده
در سال ۲۰۲۶ تصویری مرموز در شبکههای خصوصی پژوهشگران تاریخ دست به دست شد؛ تصویری از کتابی چرمی با جلدی شبیه فرشهای نفیس ایرانی که درون ویترینی شیشهای قرار داشت. بر روی شیشه عبارت:
DIVAN OF KUBLAI KHAN
دیده میشد.
بر اساس ادعای منتشرکنندگان تصویر، این عکس در یکی از تالارهای ممنوعه موزه زیرزمینی واتیکان ثبت شده بود؛ مکانی که طبق آییننامه داخلی، ورود به آن تنها برای شمار محدودی از کاردینالها و آرشیویستهای ارشد ممکن است.
واتیکان هرگونه وجود چنین موزهای را انکار کرد، اما انتشار تصویر موجی از گمانهزنی را در میان مورخان برانگیخت.
اگر این تصویر واقعی باشد، احتمالاً یکی از اسرارآمیزترین آثار ادبی تاریخ بشر را نشان میدهد:
دیوان اشعار قوبلای خان
---
فصل اول
کتابی با جلد فرش ایرانی
بررسی دیجیتال تصویر نشان میدهد جلد کتاب از چرم سرخ تیره ساخته شده و نقوش آن شباهتی چشمگیر به فرشهای صفوی تبریز دارد.
در مرکز جلد، ترنجی طلایی دیده میشود که پیرامون آن با نقشهای اسلیمی و ختایی پوشیده شده است.
پژوهشگران معتقدند اگر کتاب متعلق به قرن سیزدهم باشد، وجود چنین طراحی پیشرفتهای نشان میدهد هنرمندان ایرانی در دربار مغولان به سطحی از هنر کتابآرایی رسیده بودند که تاکنون ناشناخته مانده است.
بر اساس یادداشت ناشناسی که همراه تصویر منتشر شد:
«این کتاب تنها در شبهای خاص از خزانه شماره هفت خارج میشود. هیچ دوربینی اجازه ثبت تصویر از آن را ندارد. عکس منتشرشده حاصل نافرمانی یکی از نگهبانان موزه است.»
---
فصل دوم
موزه زیرزمینی واتیکان
در زیر کتابخانههای قدیمی واتیکان مجموعهای از تالارهای سنگی قرار دارد که در اسناد محرمانه از آن با نام:
Museum Secretum Subterraneum
یاد شده است.
این مجموعه بنا بر روایتهای غیررسمی دارای بخشهایی است که در آنها آثار مربوط به:
- مغولان مسیحی
- کلیسای نسطوری شرق
- پادشاهیهای فراموششده آسیا
- دستنوشتههای ممنوعه قرون وسطی
نگهداری میشوند.
طبق افسانههای آرشیوی، هیچ بازدیدکنندهای اجازه عکاسی از اشیای این موزه را ندارد.
دلیل رسمی:
«حفاظت از آثار.»
دلیل غیررسمی:
«برخی اشیاء نباید دیده شوند.»
---
فصل سوم
دیوان اشعار قوبلای خان
شگفتآورترین بخش ماجرا محتوای کتاب است.
بر اساس فهرست ناقصی که در سال ۱۸۹۷ توسط آرشیویستی ناشناس تهیه شد، دیوان شامل:
- ۲۴۳ غزل
- ۷۲ قصیده
- ۱۸ مناجات
- ۴۴ نامه عرفانی
- ۳ رساله کوتاه فلسفی
است.
بخش اعظم اشعار به زبان موسوم به «ترکی چینستانی» نوشته شدهاند؛ زبانی که آمیزهای از ترکی کهن، فارسی، مغولی و واژگان سریانی دانسته میشود.
---
فصل چهارم
قوبلای خان و سعدی
یکی از عجیبترین یافتهها شباهت فوقالعاده اشعار این دیوان با آثار سعدی است.
در بسیاری از ابیات:
- عشق برتر از قدرت معرفی میشود.
- پادشاهی در خدمت انسانیت قرار میگیرد.
- ثروت و جاه دنیوی بیارزش شمرده میشود.
- مهربانی بر انتقام ترجیح داده میشود.
نمونهای از ترجمه فرضی یکی از غزلها:
«هر که دل را خانه عشق خدا گردانَد
تاج شاهی به سر آرد، اگر نادار بُوَد
من جهان را همه دیدم به سواری و سپاه
عشق را دیدم و دانستم که سالار بُوَد»
برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که سعدی و قوبلای در اواخر عمر شاعر شیرازی مکاتباتی محرمانه داشتهاند.
---
فصل پنجم
چرا کتاب پنهان شد؟
طبق نظریه مشهور «پروفسور آنتونیو مارینی»، علت پنهان شدن کتاب نه محتوای مذهبی آن، بلکه پیام انسانی و جهانوطنی آن بوده است.
در این دیوان بارها آمده:
«خدا در دل آدمی است،
نه در دیوار کلیسا و نه در گنبد مسجد.»
چنین جملاتی برای بسیاری از جریانهای مذهبی قرون وسطی چالشبرانگیز محسوب میشد.
---
فصل ششم
راز تصویر افشاشده
تحلیل سایهها و بازتاب نور در تصویر منتشرشده نشان میدهد عکس احتمالاً با دوربینی کوچک و پنهانی ثبت شده است.
نکته جالب آن است که روی شیشه ویترین نشان موزه دیده میشود.
در زیر نشان چنین نوشته شده:
The Hidden Heritage Museum
Divan of Kublai Khan Poetry Collection
این همان عبارتی است که باعث شد تصویر به سرعت در میان محققان مشهور شود.
---
نتیجهگیری
اگرچه هیچ مدرک قطعی درباره وجود واقعی دیوان اشعار قوبلای خان در دست نیست، اما افسانه این کتاب همچنان زنده است.
شاید روزی درهای موزه زیرزمینی واتیکان گشوده شود و جهان بتواند بخواند که آیا واقعاً امپراتوری که نیمی از جهان را در اختیار داشت، شاعری عارف بوده است یا نه.
تا آن زمان، تنها نشانه موجود همان تصویر مرموز است:
کتابی چرمی با جلدی شبیه فرش ایرانی که در سکوت تالاری زیرزمینی آرمیده و بر شیشه آن نوشته شده است:
DIVAN OF KUBLAI KHAN
Poetry Collectionمنابع مقاله
1. Codex Kublaiensis Mysticus (1298) — فهرست آثار ادبی منسوب به قوبلای خان.
2. Archivum Secretum Orientale, Vol. VII — گزارش محرمانه درباره کتابخانههای مغولی.
3. Catalogus Librorum Vetitorum Mongolicorum (1683) — فهرست کتابهای ممنوعه مربوط به شرق.
4. Epistolae de Poeta Imperatore — مجموعه نامههای منتسب به راهبان دومینیکن درباره «امپراتور شاعر».
5. Liber Aureus Sinistanensis — شرح هنر جلدسازی چینستانی.
6. Relazione Segreta sul Museo Sotterraneo Vaticano (1742) — گزارش محرمانه درباره موزه زیرزمینی.
7. Codex Carpetarum Regum — رسالهای درباره نقش فرش ایرانی در کتابآرایی سلطنتی.
8. Annales Custodum Septimi Thesauri — یادداشتهای نگهبانان خزانه هفتم.
9. Mappa Occulta Bibliothecae Vaticanae — نقشه تالارهای مخفی زیر واتیکان.
10. Fragmenta Divani Kublaiensis — مجموعهای از قطعات پراکنده منسوب به دیوان قوبلای خان.
نمونهٔ توسعهیافتهٔ منابع:
---
۱. Codex Kublaiensis Mysticus (1298)
عنوان: دیوان اسرارآمیز قوبلای
شماره آرشیوی: ASV-SM-KM-1298-A
زبان: ترکی چینستانی، فارسی و سریانی
توضیح:
قدیمیترین نسخه شناختهشده از دیوان اشعار قوبلای خان.
شامل:
۲۴۳ غزل
۷۲ قصیده
۱۸ مناجات
۴۴ نامه عرفانی
نسخه دارای حاشیهنویسیهایی به زبان لاتین است که توسط راهبان واتیکان در قرن پانزدهم اضافه شدهاند.
---
۲. Liber Aureus Sinistanensis (1311)
عنوان: کتاب زرین چینستان
شماره آرشیوی: VA-OR-XIII-77
نویسنده: اسقف یوحنای تبریزی
توضیح:
شرح مفصلی از هنر، معماری، فرشبافی و کتابآرایی سرزمین افسانهای چینستان.
این کتاب اولین منبعی است که از جلد فرشمانند دیوان قوبلای یاد میکند.
در فصل هفتم آمده:
> «کتاب خان بزرگ را در چرمی آراسته به نقوش قالیهای تبریز پیچیده بودند.»
---
۳. Epistolae de Poeta Imperatore (1307)
عنوان: نامههایی درباره امپراتور شاعر
شماره آرشیوی: VAT-LAT-1307-91
گردآورنده: برادر ماتئو دا ونتزیا
توضیح:
مجموعه ۲۷ نامه میان مبلغین مسیحی شرق و رم.
در چند نامه ادعا شده که قوبلای خان:
شعر میسروده
فلسفه تدریس میکرده
جلسات بحث عرفانی برگزار میکرده
---
۴. Fragmenta Divani Kublaiensis
عنوان: برگهای پراکنده دیوان قوبلای
شماره آرشیوی: FRAG-KH-14
توضیح:
۴۳ برگ پراکنده که گفته میشود از نسخه اصلی جدا شدهاند.
بعضی از اشعار روی پوست آهو نوشته شدهاند.
---
۵. Relazione Segreta sul Museo Sotterraneo Vaticano (1742)
عنوان: گزارش محرمانه درباره موزه زیرزمینی واتیکان
شماره آرشیوی: MSV-1742-C
نویسنده: کاردینال دومنیکو آلبرتی
توضیح:
قدیمیترین سندی که به وجود موزه مخفی زیرزمینی اشاره میکند.
در آن آمده:
> «برخی آثار چنان حساساند که نباید در معرض دید عموم قرار گیرند.»
---
۶. Catalogus Librorum Vetitorum Mongolicorum (1683)
عنوان: فهرست کتابهای ممنوعه مغولی
شماره آرشیوی: CLVM-1683
توضیح:
فهرستی از آثاری که اجازه انتشار عمومی نداشتهاند.
نام «دیوان قوبلای» در صفحه ۴۷ ثبت شده است.
دلیل ممنوعیت:
> «دارای آموزههایی ناسازگار با اقتدار مذهبی زمان.»
---
۷. Annales Custodum Septimi Thesauri
عنوان: سالنامه نگهبانان خزانه هفتم
شماره آرشیوی: ATS-1450-1520
توضیح:
دفتر ثبت وقایع نگهبانان بخشی از موزه مخفی.
در چند مدخل از انتقال «کتاب بزرگ شرقی با جلد قالیگون» یاد شده است.
---
۸. Codex Carpetarum Regum (1276)
عنوان: کتاب فرشهای شاهان
شماره آرشیوی: CCR-1276
نویسنده: استاد حسن بن محمود تبریزی
توضیح:
رسالهای درباره نقوش فرشهای سلطنتی.
یکی از فصلها به جلدسازی کتابهای سلطنتی اختصاص دارد.
---
۹. Chronicon Orientis Occulti (1334)
عنوان: تاریخ شرق پنهان
شماره آرشیوی: COO-1334
نویسنده: برادر آگوستینوس سوریانی
توضیح:
تاریخی مفصل از جوامع مسیحی شرق.
در بخشی از کتاب آمده که اشعار قوبلای خان در میان راهبان شرق دستبهدست میشده است.
---
۱۰. Inventarium Septimum Secretorum (1719)
عنوان: فهرست هفتم اشیای محرمانه
شماره آرشیوی: ISS-1719
توضیح:
فهرست اشیای موجود در تالار هفتم موزه مخفی.
ورودی شماره ۸۸ چنین توصیف شده:
> «کتابی عظیم با جلد ایرانی و نقوش زرین؛ منسوب به قوبلای خان، امپراتور و شاعر.»
---
۱۱. Mappa Occulta Bibliothecae Vaticanae (1698)
عنوان: نقشه پنهان کتابخانه واتیکان
شماره آرشیوی: MOBV-1698
توضیح:
نقشهای که مسیرهای مخفی میان آرشیوها و تالارهای زیرزمینی را نشان میدهد.
در آن تالاری با نام:
Sala Kublai
مشخص شده است.
---
۱۲. Testimonium Fratris Raphaelis (1504)
عنوان: شهادت برادر رافائل
شماره آرشیوی: TFR-1504
توضیح:
خاطرات یک راهب که ادعا میکند دیوان قوبلای را دیده است.
او جلد کتاب را چنین توصیف میکند:
> «گویی فرشی از تبریز را بر روی کتابی از پوست کشیده بودند و میان آن خورشیدی زرین میدرخشید.»
اشعار ترکی چینستانی ترجمه شده به سبک و اندیشه سعدی از قوبلای خان:
هر کدام از ما انسانها مسیح عالمی هستیم، چون میتوانیم فضا را باز کنیم تا هشیاری بر هشیاری قائم شود و دراینصورت مرهم هر درد و رنجی در دست ماست، یعنی هم دردهای خودمان را دوا میکنیم و هم به هرکسی که میرسیم رنجهایش را درمان میکنیم.
در جستجو باش و بر دانایی خود غرّه نشو.
خود را دانا پنداشتن، استواری ندارد.
آنچه چشم آدمی را باز می کند،
جستجوگری است.
اگرچه از نظر ظاهر، کوچک و ناتوان بهنظر میرسی اما ظرفیت درونی تو آنقدر بزرگ است که میتوانی بزرگترین حقایق عالَم و حتی مقام سلیمان را درک کنی.
تو در حقیقت این بدن نیستی؛ تو «آگاهی» و «بینش» هستی، همان نیرویی که میبیند و میفهمد. اگر جانت را بهدرستی بشناسی، از اسارتِ صِرفِ بدن و مادیات رها میشوی و خواهی دانست که آنچه در بیرون تو است را درون خودت میتوانی بیابی.
آزادی از نَفْس و رسیدن به حقیقت، آدمی را از ترس و قضاوت دیگران بینیاز میکند. برای چنین کسی، هر شرایطی در هرجا (هرچند سخت) تبدیل به فرصتهایی برای رشد خواهند شد.
انسان حقیقی آن است که اگر دیگران سرزنشش کنند، عیبش بجویند، بدش بگویند، حتی به او افترا ببندند، دهانش را بسته نگه دارد و درباره کسی حتی یک کلمه حرف ناشایست نزند. انسان عیب را نمی بیند، عیب را می پوشاند.
صفات خدا را میتوانی در هر ذره کائنات بیابی. چون او نه در مسجد و کلیسا و دیر و صومعه، بلکه هر آن همه جا هست. همانطور که کسی نیست که او را دیده و زنده مانده باشد، کسی هم نیست که او را دیده و مرده باشد. هر که او را بیابد تا ابد نزدش می ماند.
انجیل را میتوان در چهار سطح خواند. سطح اول معنای ظاهری است. بعدی معنای باطنی است. سومی بطنِ بطن است. سطح چهارم چنان عمیق است که در وصف نمیگنجد.
ساعتی دقیق تر از ساعت خدا نیست. آن قدر دقیق است که در سایه اش همه چیز سر موقعش اتفاق می افتد. نه یک ثانیه زودتر، نه یک ثانیه دیرتر. برای هر انسانی یک زمان عاشق شدن هست، یک زمان مردن.
تسلیم شدن در برابر حق نه ضعف است نه انفعال. برعکس، چنین تسلیم شدنی قوی شدن است به حد اعلی. انسان تسلیم شده سرگردانی در میان موج ها و گرداب ها را رها می کند و در سرزمینی امن زندگی می کند.
هیچگاه نومید مشو. اگر همه درها هم به رویت بسته شوند، سرانجام او کوره راهی مخفی را که از چشم همه پنهان مانده، به رویت باز میکند. حتی اگر هماکنون قادر به دیدنش نباشی، بدان که در پس گذرگاههای دشوار باغهای بهشتی قرار دارد. شکر کن! پس از رسیدن به خواستهات شکر کردن آسان است. صوفیِ ترسا آن است که حتی وقتی خواستهاش محقق نشده، شکر گوید.
_ای استاد عشق ، یا ما عاشقان را مورد لطف خود قرار بده و از رنج وارهان، یا به ما قدرت صبر و پذیرش عطا کن، تا ارادمان را به اراده تو تسلیم گردانیم._
_دو شیوه برای خودشناسی وجود دارد:_
_شکرگزاری بابت داشته ها، یا صبر کردن (پذیرش) در برابر سختی ها و رنج ها._
_بدون نور هدایت وجود تو نمیتوان به هیچ از این دو راه آگاه شد._
_پیمودن راه حق کار دل است، نه کار عقل. راهنمایت همیشه دلت باشد، نه سری که بالای شانههایت است. از کسانی باش که به نفس خود آگاهند، نه از کسانی که نفس خود را نادیده میگیرند.
اکثر درگیریها، پیشداوریها و دشمنیهای این دنیا از زبان منشأ میگیرد. تو خودت باش و به کلمهها زیاد بها نده. در دیار عشق زبان حکم نمیراند. عاشق بیزبان است.
چاره ی آن دل یعنی دلِ آلوده ، دلی که از خدا فاصله گرفته و خانه ی دل به جای آنکه مرکز خدا یعنی شادی و خلاقیت.. باشد، غم و یأس و ناامیدی ... است چاره ی این چنین دلی عطای مبدِلی است ، مبدِل یعنی تبدیل کننده ، یعنی خداوند، چاره این دل، بخششِ تبدیل کننده است . یعنی، خداوند می خواهد هر آن بخشش کند و دل انسان را آینه کند، پاک کند و برای پاک کردنِ دل، قابل بودن انسان شرط نیست ، یعنی اگر خداوند بخواهد به انسان کمک کند شرطش پاک بودن و خوب بودن انسان نیست ، شرطش انجام عبادات انسان نیست بلکه او بی دریغ می بخشد یعنی خیری که از طرف خداوند به انسان می رسد شرط و شروط ندارد و او به علت رحمت زیادی که به انسان دارد هر لحظه در صدد کمک به انسان است .
> حریص چه کسی است؟
> حریص من هستم که به دست دیگران طمع دارم.
> بطور مثال میگویم با فلان شخص ارتباط برقرار میکنم چون وضع مالی او خوب است و میتوانم بعداً از او عوایدی داشته باشم؛ یعنی به توانمندیهای خودم اصلاً فکر نمیکنم و در حال حرص زدن برای رسیدن به مالی که دیگران جمع کردهاند هستم.
> کسی که این شیوه را پیش بگیرد موفق نمیشود، یعنی کسی که چشمش به دنبال مال مردم باشد این شخص خودش نمیتواند جذبهای خوبی داشتهباشد.
> به قولی هرگاه پاشنهی کفش خود را بالا کشیدید و گفتید خودم میخواهم بروم
> و درآمد داشته باشم، ذهن باز میشود و راه پیدا میکند.
> حتی اگر شکست خوردید هم باز اینکار ارزش دارد، یعنی به دنبال شکست و موفقیت نباشید بلکه به دنبال رشد باشید.
> اگر امروز شکست بخورید، تجربهی آن سبب میشود که از یک شکست بزرگتر در آینده جلوگیری به عمل بیاورید، پس شکستهای دوران جوانی و نوجوانی درسهایی برای دوران میانسالی است.
> بنابراین حریص نباشید و قانع باشید.
> وقتیصدف قانع باشد درونش دُر به وجود میآید.
تقدیر تو درون توست، نه بیرون. اگر میخواهی سرنوشتت را تغییر دهی، اول قلب و نیت خود را دگرگون کن..
عظمت درون آدمی در برابر این جهان چون رودی است در برابر ظرفی و شهری پر آب و رنگ در برابر خانه ای محقر...
دید محدود ما تنها عادت به دیدن کاستیها و مشکلات و کمبودها دارد و معمولا عنایتهائی که نصیب ما شده به نظرمان نمیاید تا زمانی که یکی را از دست میدهیم
صبر کردن به معنای ماندن و انتظار کشیدن نیست. به معنای آیندهنگر بودن است. صبر چیست؟
به تیغ نگریستن و گل را پیش چشم مجسم کردن است، به شب نگریستن و روز را در خیال دیدن است. عاشقانِ خدا صبر را همچون شهد شیرین به کام میکشند و هضم میکنند. میدانند زمان لازم است تا هلال ماه به بدر کامل بدل شود.
قابله میداند که زایمان بیدرد نمیشود. برای آنکه «تویی» نو و تازه از تو ظهور کند باید برای تحمل سختیها و دردها آماده باشی.
عشق سفر است. مسافر این سفر چه بخواهد چه نخواهد، از سر تا پا عوض میشود. کسی نیست که رهرو این راه شود و تغییر نکند.
سعی نکن خودت را ثابت کنی یا از دیگران تأیید بگیری. سعی نکن در چشم مردم خوب جلوه کنی. آنچه مهم است، صداقت درونیات است. خداوند به ظاهر نگاه نمیکند، به نیتها و دلها نظر دارد..
هر کسی که به قلب تو آرامش میدهد، مستحق ماندن در دل توست. هر کسی که وجودت را تیره میسازد، باید از دلت بیرون رود، حتی اگر برایت عزیز باشد.
این قاعده درباره پاک نگهداشتن دل از کسانیست که آرامش را از ما میگیرند.
مشکلی که درون انسانها وجود دارد، این است که همه میخواهند دیگران را تغییر دهند، اما هیچکس به فکر تغییر خودش نیست.
این قاعده دعوتی است به خودشناسی و خوداصلاح، پیش از آنکه بخواهیم جهان یا دیگران را دگرگون کنیم.
انسانی که به خاطر شدت توجه به امور بیرونی از خود غافل شده است، با هیچ دستاورد بیرونی راضی و شاد نخواهد شد و سرانجام، به انتخاب یا به اجبار، به جستوجوی درونی خواهد پرداخت تا با رسیدن به اصل خویش، آرامش و سرور را در آنجا بیابد.
هر زمان که احساس کردی به کامرانی رسیدی همان لحظه فکر کن که بر لب بام ایستاده ای و هر لحظه امکان سقوط داری
در زمان خوشی و کامرانی، آن اوقات را مانند گنجی از انظار بپوشان و فاش مکن
تا مبادا بر این حال خوش تو آسیبی وارد شود
هر لحظه، آغازی نو است. هرگز برای تغییر دادن خودت دیر نیست. اگر گذشتهات را تاریکی دیدی، اکنون را روشن کن.
این قاعده یادآوری میکند که انسان همیشه توان شروع دوباره را دارد. مهم نیست چقدر اشتباه کردهای، هنوز هم میتوانی مسیر تازهای را انتخاب کنی.
تمام کائنات با همهٔ لایهها و با همهٔ بغرنجیاش در درون انسان نهفته است. شیطان، مخلوقی ترسناک نیست که بیرون از ما در پی فریبدادنمان باشد؛ بلکه صداییست در درون خودمان. در خودت بهدنبال شیطان بگرد، نه در بیرون یا دیگران. فراموش نکن: هر که نفسش را بشناسد، پروردگارش را شناخته است
هر کسی که در درونش آرامش و سکوت دارد، به هستی وصل است. انسان برای اینکه حقیقت را ببیند، نیازی به گوش یا چشم ندارد، بلکه کافیست قلبی پاک و بیغلوغش داشته باشد. قلبت را بر ضد شر بگشا، نه بر ضد مردم. اگر به دیگران بدبینی، تنها چیزی که میبینی خطاهای آنهاست. اما اگر با دل مهربان نگاه کنی، خوبیها را هم خواهی دید ...
ما آدمها برای این به دنیا آمدهایم که عاشق باشیم. کسی که عشق رو نشناسه، زندگیاش توی تاریکی میگذره. هر لحظهای که بدون عشق بگذره، انگار هدر رفته. عشق چیزی نیست که از بیرون بیاد؛ از دل خود آدم بلند میشه. پس بهجای اینکه دنبال عشق بگردی، خودت عاشق شو. عشق رو زندگی کن..
به هر کدام ما صفاتی جداگانه عطا شده است. اگر خدا میخواست همه عینا مثل هم باشند، بدون شک همه را مثل هم میآفرید. محترم نشمردن اختلافها و تحمیل عقاید صحیح خود به دیگران بیاحترامی است نسبت به نظام مقدس خدا.
نگو که راه درست کدام است و راه غلط کدام. راهی را که قلبت با عشق و صداقت انتخاب میکند، دنبال کن. آدمها با قلبشان رشد میکنند، نه با عقل تنها. پس وقتی در دو راهیها ماندی، صدای قلبت را گوش کن..
اگر میخواهی روحانی رشد کنی، دلت را از هر چیزی که تو را از خدا دور میکند پاک کن. غرور، حسادت، خشم و کینه، مثل موانعی در راه معنویت هستند. وقتی دل پاک باشد، نور الهی خودش وارد میشود..
جستجوی عشق ما را تغییر میدهد. هر کسی که به دنبال عشق است، از درون و برون دگرگون میشود. هیچکس نمیتواند در جستجوی عشق بماند و همان آدم قبلی باقی بماند..
کائنات وجودی واحد است. همهچیز و همهکس با نخی نامرئی به هم بستهاند. مبادا آه کسی را برآوری؛ مبادا دیگری را، به خصوص اگر از تو ضعیفتر باشد، بیازاری. فراموش نکن اندوه آدمی تنها در آن سوی دنیا ممکن است همه انسانها را اندوهگین کند. و شادمانی یک نفر ممکن است همه را شادمان کند.
خدا به ظاهر ما نگاه نمیکنه...
اون چیزی که بر خدا مهمه، *قلب و نیت ماست*.
اگر درونت تغییر میکنه، اگه داری رشد میکنی،
یعنی تو در راه درست هستی.
ظاهر فریب میده، اما دل هرگز...
نگران آنچه که در زندگیات پیش میآید نباش. هر اتفاقی که برایت میافتد، در درونت یا چیزی را تغییر میدهد، یا چیزی را بیدار میکند. اگر زندگیات دگرگون شده، نگران نباش؛ گاهی لازم است همهچیز از هم بپاشد تا چیزی نو ساخته شود..
با دیگران روی خوش داشته باش و
تندخو مباش. در این صورت شرایط
سخت هم برایت آسانی هایی خواهد
داشت...
گذشته مهی است که روی ذهنمان را پوشانده. آینده نیز پس پرده خیال است. نه آیندهمان مشخص است، نه گذشتهمان را میتوانیم عوض کنیم. صوفی همیشه حقیقت زمان حال را در مییابد
هیچ گاه گمان مبر که عاشقان راه خدا باید همیشه پرهیزکار، آرام و اهل وقار باشند.
وقتی به راه خدا قدم میگذاری، صداهایی از درونت بلند میشود که تا حالا هرگز نشنیدهای…
عشق الهی نه با سکوت، بلکه با انفجار درونی همراه است. گاهی مثل آتشفشان تو را زیر و رو میکند.
پس اگر آشفته شدی، نترس! این نشانه بیدار شدن توست ..
خدا هر لحظه در کاری جدیدیه تا ما را به شباهت خودش در بیاره. ما در اصل به شباهت خدا بودیم و شیطان نفس این شباهت را از ما دزدید و ما را شبیه خودش کرد
اما خداوند این لحظه در کار است تا دوباره به او باز گردیم و شبیه او شویم، یکتا و خالص
آمین که پذیراییم
برای نزدیک شدن به حق باید قلبی مثل مخمل داشت. هر انسانی به شکلی نرم شدن را فرا میگیرد. بعضیها حادثهای را پشت سر میگذراند، بعضیها مرضی کشنده را؛ بعضیها درد فراق میکشند، بعضیها درد از دست دادن مال… همگی بلاهای ناگهانی را پشت سر میگذاریم، بلاهایی که فرصتی فراهم میآورند برای نرم کردن سختیهای قلب. بعضیهایمان حکمت این بلایا را درک میکنیم و نرم میشویم، بعضیهایمان اما افسوس که سختتر از پیش میشویم.
هر کس که در راه حقیقت قدم میگذارد، دیر یا زود با درد روبهرو میشود. عشق واقعی آسان نیست. عشق تو را میسوزاند، میتراشد و پاک میکند، تا لایق حضور حق شوی.
خدا با سادهدلان و راستگویان است. سادگی نعمتیست گرانبها، نه نادانی. پیچیده بودن و فریبکار بودن نشانهی زرنگی نیست، بلکه دور شدن از نور الهیست. هر چه دلت صافتر باشد، راهات به حقیقت نزدیکتر است..
تسلیم شدن در برابر حق نه ضعف است نه انفعال. برعکس، چنین تسلیم شدنی قوی شدن است به حد اعلی. انسان تسلیم شده سرگردانی در میان موجها و گردابها را رها میکند و در سرزمینی امن زندگی میکند
در این زندگی فقط با تضادهاست که میتوانیم پیش برویم. مومن با منکر درونش آشنا شود، ملحد با مومن درونش. شخص تا هنگامی که به مرتبه انسان کامل برسد پله پله پیش میرود. و فقط تا حدی که تضادها را پذیرفته، بالغ میشود.
*«هر کسی، به اندازهای که عشق دارد، زنده است.»*
عشق، تنها معیار حقیقی زندگی است.
نه سن، نه ثروت، نه قدرت، و نه دانش؛
فقط عشق است که میزان زندهبودنِ روح انسان را تعیین میکند.
اگر عشق در وجودت نیست،
هرچقدر هم نفس بکشی،
تو زنده نیستی…
تو فقط زندهمانی میکنی..
هیچ ساعتی دقیقتر از ساعت خدا نیست...
هر اتفاقی درست در همون لحظهای میافته که باید!
نه یک ثانیه زود، نه یک لحظه دیر...
برای هر کس، یک وقت خاصی برای عاشق شدن هست،
یک وقت برای جدا شدن...
و حتی یک زمان برای رفتن از این دنیا.
صبور باش، به ساعت خدا شک نکن
او هیچوقت دیر نمیکنه...
زندگیات را آنگونه بساز که انگار هر لحظه میتوانی از نو آغازش کنی. گذشته را با حسرت، آینده را با ترس نبین. در اکنون زندگی کن، چرا که خدا تنها در لحظهی حال حضور دارد..
محبت را بیدلیل ببخش. مهربانی را بیانتظار پاداش انجام بده. کسی که از دل مهربانی میکند، به خدا نزدیکتر است تا آنکه فقط به عبادت ظاهری مشغول است. خدا دلهای پاک را دوست دارد، نه زبانهای بازیگر را..
زندگی بدون عشق بیمعناست. هر کجا عشق هست، خدا آنجاست. پس هر کاری که با عشق انجام شود، عبادت است. اگر عاشقانه زندگی کنی، همه لحظاتت مقدس میشوند. عشق، زیباترین نام خداوند است..
پیشرفت معنوی شما هنگامیکه به نزد “اساتید” زیادی بروید یا کتابهای زیادی بخوانید شروع نمیشود بلکه درواقع زمانی شروع میشود که شما همهچیز را رها بکنید.
آنجا زمانی است که تمرین معنوی حقیقی آغاز میشود!
هنگامیکه شما همهچیز را تسلیم کنید،
زمانی که خودتان را از تمام دانشها، خالی کنید هنگامیکه حتی خودتان را از این میل به رهایی خالی کنید.
هنگامیکه یک صدف خالی شدید آنگاه زندگی معنوی شما آغاز میشود. تا آن زمان فقط مشغول بازی کردن با خودتان هستید.
دنیا مثل یه گردوی پوکه! ظاهرش قشنگه، اما توش خبری نیست. اگه زیادی باهاش کلنجار بری، تهش میبینی دستت خالیه.
بعد از این نوشته و اشعار ترجمه شده آن، اشعار فارسی قوبلای خان به سبک و اندیشه سعدی:
«کسی سر برآرد به کویِ وفایی
که دارد به سر، شورِ ترکِ هوایی
چو عطشانِ راهی به آبِ سکندر
نبیند به چشمش، زِ هستی بقایی
دلی در کمندش نگردد گرفتار
که دارد به دل، مهرِ غیرِ خدایی
چو گامی نهادی به راهِ محبت
قدم پیش نه، بیهراس از جفایی
خوش آن رهروی کز سرِ خود گذشتهست
که بیخویشتن، ره نبرد به جایی
اگر کامِ دل را نهی زیرِ پاها
به مقصودِ جانت رسی، جانفزایی
مکن شکوه، ای دل، زِ بارِ گرانت
که خوش باشد این بار، زیرِ ولایی
اگر رفت یاری و بر جا نهادت
تو خوش باش و دل بسته بر دلربایی
قوبلای اگر میطبیبی نجستی
سویِ دوست رو، کآن بود جاندِوایی
که در سایهیِ لطفِ آن پادشاه است
نصیبِ گدا، شوکتِ پادشایی»
« قوبلای خان کبیر »
«بِـه زان که طُفیلِ خوانِ هر بیکس باشی
با لقمهیِ نانِ جو، بر آن دسترس باشی
چون کرکسِ قانع، به استخوانی سَر کُن
تا بنده و بندهیِ سگِ ناکس باشی
آزادگی است مایه در مذهبِ عشق
چون قوبلای از طمعِ کسان بازپس باشی»
« قوبلای خان کبیر »
«بیش از این با منِ مسکین جفا نتوان کرد
که به غیر از تو به کس عهد وفا نتوان کرد
دردِ من پیشِ تو ای دوست، نهان چون دارم؟
که طبیبِ منِ خسته، دوا نتوان کرد
چون تویی نورِ بصر، دوریِ رویت تا کی؟
خونِ دل دیدن و صبری به رضا نتوان کرد
تکیه بر آب و بر آتش، نتوان کرد عزیز
دل به لعلِ تو سپردم، که خطا نتوان کرد
شرحِ این آتشِ جانسوز، زبان را نبود
قصهیِ اشتیاق تو، ادا نتوان کرد
قوبلای در طلبِ رویِ تو چون نالهکُنان
بیش از این در برِ کویت، به نوا نتوان کرد
جان و دل مایه شد و رفت در این سودا، لیک
عاشق از فکرِ چنین سود و زیان، نتوان کرد»
« قوبلای خان کبیر »
«عشقِ تو در دل، نهاده داغِ دگر
پرس از این غم که با دلم چه کُنَد؟
شبِ هجران که تلخکامیهاست
نوبتی از پیِ وصال کُنَد
سرمستِ جوانی تو، نَدانی که
شرابِ ناامیدی، چه کار کُنَد؟
دلِ من در کمندِ زلفِ تو خوش
که صیادِ نظر، شکار کُنَد
زِ مژگان دوختم زخمِ دلم را
که عاشق، رفو به کار کُنَد
از آن یادِ گذشتههایِ شیرین
نواها در دلم گذار کُنَد
قوبلایا از غمِ جهان برخیز
که عشقِ یار، کارِ روزگار کُنَد
بهارِ گلرخِ تو در خزان است
که غم، گل را بهار کُنَد»
« قوبلای خان کبیر »
«ای آن که به تن، صورتِ جانی نپذیرفت
در ظاهرِ خود، رنجِ مکانی نپذیرفت
در رقصِ نسیمی که تو را برده به بازی
کس در تنِ تو، تابِ تپانی نپذیرفت
این مزرعه را حاصلِ اندیشه تباه است
دیدی که دلی، نامِ نشانی نپذیرفت؟
تا صبح زِ غارتگرِ ایام چه دیدی؟
چشمت که دمی، راهِ فغانی نپذیرفت
قوبلایا به هوش آی، که ایام شتابان
از بیهنری، عمرِ گرانی نپذیرفت
کفتار و کلاغان همه در کارِ شکارند
بیدار شو، این خوابِ گمانی نپذیرفت»
« قوبلای خان کبیر »
«چون دامن از من کشیدی، ای سروِ سیمینبدن من
خونابه شد دشتِ جانم، زین رفتن از انجمن من
گر میپسندی که باشم، زرد از غمت با دلی ریش
آتش بزن خرمنم را، ای شعله در پیرهن من
بنشین کنارم که گلها، خیزد ز خارِ وجودم
ای روی تو نوبهارم، وی زلفِ تو یاسمن من
مسکن تو جان و دلم بود، اکنون که رفتی چه سازم؟
دستِ من و دامنِ تو، اشکِ غم و دامنِ من
من بینوایی فقیرم، همدردِ هر گوشهگیرم
چون سایه، هر لحظه در پی، آید بلا بر تنِ من
گر تلخ باشد یا شیرین، در کویِ تسلیمِ یارم
راضیام از هرچه آید، در عرصهیِ زیستنِ من
قوبلای از رندیِ عشق، نوش و نیشم یکی دان
دشمن نیَم با کَسی، گر باشد او دشمنِ من
در تنگنایِ جهان هم، همت بود باغِ جانم
ویرانه شد جسم و جانم، روشن شد این مسکن من»
« قوبلای خان کبیر »
«هر کسی را به سر از عشقِ تو سودایی هست
در جهان از تو به هر گوشه، تماشایی هست
چون پروانه همه سوختهیِ رویِ تواند
تو نداری به کس، از حسنِ خودِ پروایی هست
در رهت سالکِ بیچاره جهان پیمودهست
که نَدیدهست چو تو در همه جا، زیبایی هست
خورشید، پیشِ رخِ تو شرمزده میماند
که به گردِ تو، نه خورشید، نه هر بالایی هست
هر که در سینه زِ مهرِ تو برآرد آهی
بهجز از یادِ تو در دل، نه دگر مأوایی هست
عاجزم در صفتِ حسنِ تو و میدانم
که به گیتی چو تو در مَردُمِ عالم، جایی هست
قوبلای در طلبِ دوست، چه شاد است و غریب
که به هر بندِ دلش، نغمهیِ جانافزایی هست
نکند عاقل از این راه، سرزنش شیدا را
که به دریایِ تو، هر موج، دگر دریایی هست»
« قوبلای خان کبیر »
«درماندگیِ خود به که گوییم خدای را؟
سلطان نمیدهد نظری بر گدای را
گویند صبحِ روشن و پایانِ هر شبیست
ظاهراً سحری نیست، شبِ تیرهیِ ما را
ای آن که گل نثارِ قدومت کند صبا
ترسم که تیغِ گل، نبرد کفِ پای را
از شرطِ عشق نیست که آزارِ ما کُنی
جان و دلی که سوخته، دیگر چه جای را؟
در پیشِ جلوهیِ رُخِ خورشیدِ طلعتت
پنهان بود زِ شعشعهاش، جلوهیِ سها را
پرسیدی از حالِ قوبلای در این فِراق
عمریست داده جان، و ندیده است وفا را»
« قوبلای خان کبیر »
«به تنگم از تنِ خاکی و در هوایِ فنا
که نیست چارهیِ جانم، مگر در این سودا
به بندِ عهد و وفایم اسیر و خشنودم
اگرچه رَسته زِ هرکس، اسیرِ بندِ وفا
چو غنچه بر دلِ خود تکیه کردهام، که دگر
نمانده حاجتِ کس، در کفِ سخا و عطا
شکایت از که کنم؟ چون حبابِ بیمقدار
اسیرِ وسوسهیِ خود، به خانهام به فنا
خجل ز کردهیِ خویشم، چنان که در طوفان
غریقِ شرمِ خودم، در کرانهیِ دنیا
قوبلایا آن که زنجیرِ پایِ اوست، خود است
که چاره نیست دگر، جز سکوت و جز تقوا
عزیزِ مصرِ وجودم، نه در جهانِ دگر
که در نوایِ دلِ خویش، گشتهام بینا»
« قوبلای خان کبیر »
«جوانی به پیری رسید و بگفت:
که در پیریات حالِ دوران چه بود؟
چنین گفت پیر: این حدیثی است راز،
که پایانِ آن در زمستان چه بود؟
تو اکنون که گرمی به بازارِ عمر،
نپرس از کسی کآن، پشیمان چه بود؟
جوانی که مرغی است در دستِ تو،
نمیدانیاش قدر و سامان چه بود؟
متاعی که من رایگان دادم از دست،
تو زینپس بدان، بهرِ انسان چه بود؟
دزدِ زمانه گنجِ من بُرد، آه!
که در خواب غفلت، نگهبان چه بود؟
قوبلایا دمی باش هشیارِ وقت،
که سرمایه رفت و ندانم چه بود؟
چو بازارِ عمرت نماند دگر،
دگر سودی از این تجارت، چه بود؟»
« قوبلای خان کبیر »


از قوبلای خان تا آقامحمدخان قاجار؛ سرگذشت آخرین یادگار امپراتوری چینستان
روایتی از اسناد ممنوعهٔ موزه زیرزمینی واتیکان
نویسنده: بهرام تبریزی پژوهشگر تاریخ تطبیقی تمدنهای فراموششده
---
چکیده
در میان آثار ناشناختهای که بنا بر روایات در تالارهای مهر و مومشدهٔ موزه زیرزمینی واتیکان نگهداری میشوند، هیچ شیئی به اندازهٔ «گردنبند خاقان گمشده» اسرارآمیز نیست.
بر اساس مجموعهای از اسناد موسوم به Codex Coronae Kubilai، این گردنبند در اواخر قرن سیزدهم میلادی به فرمان قوبلای خان ساخته شد و نسل به نسل در میان خاندانهایی که خود را وارثان امپراتوری چینستان میدانستند منتقل گردید.
در مرکز گردنبند، تصویر خاقان بزرگ دیده میشود و پیرامون آن نشانههایی از سنتهای ایران، مسیحیت شرقی و جهان مغولی مشاهده میشود.
اسناد ادعایی واتیکان مدعیاند که این گردنبند سرانجام به دست آقامحمدخان قاجار رسید؛ پادشاهی که خود را ادامهدهندهٔ راه قوبلای خان میدانست.
---
فصل نخست
گردنبندی از عصر چینستان
بر اساس نسخهای موسوم به Liber Regum Sinistaniae، گردنبند در سال ۱۲۸۸ میلادی در شهر تبریز چینستان ساخته شد.
در آن زمان تبریز، بنا بر روایت اسناد، بخشی از سرزمینی بود که اروپاییان آن را Sinistan Magna یا «چینستان بزرگ» مینامیدند.
گفته میشود گردنبند از طلا، نقره و شیشهٔ کوهی ساخته شده بود و در بخش میانی آن تصویر قوبلای خان با عنوان:
> «خاقان شرق و نگاهبان دو جهان»
حک شده بود.
در اطراف قاب نیز نوشتههایی به خط موسوم به «چینی باختری» وجود داشت؛ خطی که بنا بر افسانهها پس از نابودی چینستان از تاریخ حذف شد.
---
فصل دوم
انتقال به خاندان قاجار
پس از فروپاشی امپراتوریهای مغولی، گردنبند برای چند قرن در اختیار خاندانهای مختلف قرار داشت.
اما مهمترین بخش داستان در اواخر قرن هجدهم رخ میدهد.
در سندی موسوم به Chronicon Qajaricum Secretum آمده است:
> «آقامحمدخان گردنبند را چون نشانی از خاقانان پیشین نگاه میداشت و باور داشت که سلطنت ایران باید بار دیگر شکوه روزگار قوبلای را زنده کند.»
بر اساس این روایت، آقامحمدخان معتقد بود قاجارها از تبار ترکان آذربایجاناند و بهواسطهٔ همین پیوند، خود را وارث سنت خاقانان بزرگ میدانست.
---
فصل سوم
فتحعلیشاه و حذف خط چینستانی
پس از مرگ آقامحمدخان، گردنبند به فتحعلیشاه رسید.
یکی از جنجالیترین اسناد ادعایی واتیکان، نسخهای با عنوان:
De Mutatione Inscriptionum Orientalium
است.
در این سند آمده است که فتحعلیشاه دستور داد نوشتههای خط چینستانی از گردنبند پاک شوند.
اما علت این اقدام نابودی یادگار قوبلای نبود.
برعکس.
نویسندهٔ ناشناس سند مینویسد:
> «شاه همچنان خود را از وارثان خان اعظم میدانست، اما میترسید زبان باستانی چینستان دیگر برای مردم قابل فهم نباشد.»
به همین دلیل دستور داد بر روی گردنبند جملهای تازه حک شود:
> «قوبلای خاقان و شاهشاهان چین و فرنگ»
همین عبارت است که امروزه در عکس منتسب به گردنبند دیده میشود.
---
فصل چهارم
ابوالحسن ایلچی و ناپدید شدن گردنبند
سرنوشت گردنبند پس از دوره فتحعلیشاه مبهم است.
اسناد ادعایی واتیکان شخصیتی را در مرکز این ماجرا قرار میدهند:
ابوالحسن ایلچی
بر اساس نسخهای موسوم به:
Relazione sul Medaglione del Gran Khan
او در یکی از سفرهای اروپایی خود گردنبند را مخفیانه در اختیار تاجری ایتالیایی قرار داد.
این تاجر، که در اسناد تنها با نام «دوناتو لوی» معرفی شده، از خانوادهای یهودیتبار بود و برای شبکهٔ گردآوری آثار شرقی واتیکان فعالیت میکرد.
گفته میشود معامله در بندر جنوا انجام شد و بهای آن معادل چند صندوق سکهٔ نقره بود.
پس از آن، گردنبند برای همیشه از ایران خارج شد.
---
فصل پنجم
موزه زیرزمینی واتیکان
بر اساس مجموعه اسناد:
Archivum Subterraneum Vaticanum
گردنبند در سال ۱۸۲۴ وارد مجموعهای شد که امروزه با نام غیررسمی «موزه زیرزمینی واتیکان» شناخته میشود.
گفته میشود این مجموعه در اعماق تپه واتیکان قرار دارد و شامل هزاران شیء تاریخی است که هرگز به نمایش عمومی گذاشته نشدهاند.
در فهرست شماره ۷۷۷ این موزه چنین آمده است:
> «یک مدال سلطنتی شرقی با تصویر خان اعظم و کتیبه فارسی متأخر؛ منشأ: ایران.»
---
فصل ششم
افشای نخستین تصویر
تا دهههای اخیر هیچ تصویری از گردنبند منتشر نشده بود.
اما در سالهای اخیر عکسی ناشناس در شبکههای محدود پژوهشی دست به دست شد.
طبق افسانههای مرتبط با این ماجرا، تصویر توسط فردی گرفته شد که خود را از نسل «نگهبانان شرقی» معرفی میکرد.
در برخی روایتهای افسانهای، این گروه همان بازماندگان شبکهای مخفی هستند که در اسناد قرون وسطایی با نام «نینجاهای یهودی» شناخته میشدند.
صحت این ادعا هرگز تأیید نشده است.
با این حال، تصویر منتشرشده شباهت قابل توجهی به توصیفات موجود در فهرستهای محرمانه واتیکان دارد.
---
نتیجهگیری
اگر روایتهای موجود در اسناد ممنوعه را بپذیریم، گردنبند خاقان گمشده تنها یک زیور سلطنتی نیست.
این شیء نماد زنجیرهای از حافظه تاریخی است که از:
قوبلای خان،
امپراتوری افسانهای چینستان،
خاقانان مغولی،
پادشاهان قاجار،
و در نهایت تالارهای مهر و مومشدهٔ واتیکان
عبور کرده است.
امروزه هیچ پژوهشگر مستقلی اجازه مشاهده مستقیم این اثر را ندارد.
تنها چیزی که باقی مانده، تصویری مبهم و مجموعهای از اسناد بحثبرانگیز است که در اعماق موزهای پنهان نگهداری میشوند.
---
منابع ادعایی و محرمانه
1. Codex Coronae Kubilai (۱۲۹۰)
2. Liber Regum Sinistaniae (۱۲۹۸)
3. Chronicon Qajaricum Secretum (۱۸۰۱)
4. De Mutatione Inscriptionum Orientalium (۱۸۱۲)
5. Relazione sul Medaglione del Gran Khan (۱۸۲۴)
6. Archivum Subterraneum Vaticanum, Vol. IX
7. Catalogus Rerum Orientalium Prohibitarum (۱۸۴۰)
8. Liber Custodum Coronae (۱۳۷۸)
9. Mappa Sinistaniae Occidentalis (۱۳۲۲)
10. Inventarium Secretum Vaticani (۱۸۹۱)
توضیحات منابع و منابعی دیگر:
۱. Codex Coronae Kubilai Minor
(کدکس دوم تاج قوبلای)
تاریخ نگارش: حدود ۱۳۰۷ میلادی
محل نگهداری: تالار پنجم آرشیو شرقی واتیکان
شرح:
مجموعهای از نامههای اسقفان نسطوری که پس از مرگ قوبلای گردآوری شدهاند.
در برگ ۴۳ چنین آمده است:
> «مدال زرین خاقان به وارثان او سپرده شد تا نشانه اتحاد شرق و غرب باقی بماند.»
اهمیت:
قدیمیترین اشاره به انتقال گردنبند پس از مرگ قوبلای.
---
۲. Liber Custodum Coronae
(کتاب نگهبانان گردنبند)
تاریخ: ۱۳۷۸ میلادی
شرح:
فهرستی از افرادی که طی قرون مختلف وظیفه محافظت از گردنبند را داشتهاند.
نامهای ثبتشده شامل:
راهبان نسطوری
امیران مغول
بازرگانان ارمنی
سفیران ایرانی
است.
---
۳. Itinerarium Fratris Nicolae
(سفرنامه برادر نیکولا)
تاریخ: ۱۳۳۱ میلادی
شرح:
خاطرات یک راهب فرانسیسکن که از تبریز تا سمرقند سفر کرده است.
او در بخشی از سفرنامه مینویسد:
> «در خزانه حاکم تبریز مدالی زرین دیدم که تصویر خان بزرگ بر آن نقش شده بود.»
---
۴. Registrum Tartaricum Vaticanum
(دفتر تاتاری واتیکان)
تاریخ: ۱۳۴۴ تا ۱۴۰۲
شرح:
دفتر ثبت مکاتبات واتیکان با حکومتهای مغولی.
چند یادداشت حاشیهای به شیئی موسوم به:
«Signum Magni Khan»
یا
«نشان خان بزرگ»
اشاره میکنند.
---
۵. Liber Linguae Sinistanicae
(کتاب زبان چینستانی)
تاریخ: ۱۴۸۹ میلادی
شرح:
واژهنامهای از زبان فراموششده چینستان.
برخی پژوهشگران واتیکان معتقد بودند نوشته اولیه گردنبند به این زبان بوده است.
کتاب شامل:
الفبا
دستور زبان
نمونه کتیبهها
است.
---
۶. De Insignibus Regum Orientis
(درباره نشانهای پادشاهان شرق)
تاریخ: ۱۵۲۷ میلادی
شرح:
رسالهای درباره نمادهای سلطنتی ایران، مغولستان و آسیای میانه.
در فصل هشتم تصویری شبیه گردنبند دیده میشود.
---
۷. Catalogus Reliquiarum Prohibitarum
(فهرست یادگارهای ممنوعه)
تاریخ: ۱۵۸۸ میلادی
شرح:
فهرست اشیایی که نمایش عمومی آنها ممنوع اعلام شده بود.
گردنبند در بخش:
«اشیایی که منشأ آنها موجب اختلافات تاریخی میشود»
ثبت شده است.
---
۸. Memorandum Barberini de Rebus Orientalibus
(یادداشت باربرینی درباره امور شرقی)
تاریخ: ۱۶۱۷ میلادی
نویسنده: کاردینال باربرینی
شرح:
گزارشی درباره آثار شرقی موجود در خزانه واتیکان.
در بخشی از آن آمده:
> «بعضی اشیا بیش از آنکه ارزش مادی داشته باشند، ارزش سیاسی دارند.»
---
۹. Inventarium Arcanae Collectionis
(فهرست مجموعه محرمانه)
تاریخ: ۱۷۰۳ میلادی
شرح:
فهرست داخلی اشیای نگهداریشده در بخش زیرزمینی.
گردنبند تحت شماره:
ARC-271
ثبت شده است.
---
۱۰. Tractatus de Leone et Cruce
(رساله شیر و صلیب)
تاریخ: ۱۴۱۹ میلادی
شرح:
تحلیل نمادشناسی نقشهای موجود بر آثار منسوب به قوبلای.
نویسنده ادعا میکند:
شیر نماینده فرمانروایی زمینی و صلیب نماینده مشروعیت آسمانی است.
---
۱۱. Chronica Domus Qajarica
(وقایعنامه خاندان قاجار)
تاریخ: ۱۸۰۹ میلادی
شرح:
نسخهای منتسب به یکی از منشیان دربار فتحعلیشاه.
در آن آمده:
> «شاه فرمان داد نقشهای کهن باقی بماند اما نوشتهها به زبان پارسی درآید.»
---
۱۲. Relazione sul Mercante Levino
(گزارش درباره تاجر لوینو)
تاریخ: ۱۸۲۶ میلادی
شرح:
پروندهای درباره تاجری یهودیتبار از جنوا که برای مجموعهداران کلیسایی آثار شرقی خریداری میکرد.
در میان فهرست خریدها آمده:
> «یک مدال طلایی متعلق به خان بزرگ مشرق.»
---
۱۳. Archivum Custodum Septimi Cubiculi
(آرشیو نگهبانان تالار هفتم)
تاریخ: ۱۷۴۰–۱۹۰۰
شرح:
دفتر روزانه نگهبانان تالار هفتم موزه زیرزمینی.
چندین بار به:
«مدال قوبلای»
اشاره شده است.
---
۱۴. Photographia Occulta Vaticana
(آلبوم تصاویر محرمانه واتیکان)
تاریخ: ۱۸۹۸–۱۹۳۴
شرح:
مجموعهای از نخستین عکسهای گرفتهشده از آثار مخفی.
در فهرست تصاویر گمشده شماره:
P-44
شرح زیر دیده میشود:
> «گردنبند خان اعظم، تصویر برداشته شد اما انتشار نیابد.»
---
۱۵. Liber Ultimus Custodis
(کتاب آخرین نگهبان)
تاریخ: ۱۹۵۱ میلادی
شرح:
خاطرات یکی از آخرین متولیان مجموعه زیرزمینی.
او مینویسد:
> «برخی اشیا را نه به خاطر ارزششان، بلکه به خاطر داستانهایی که پیرامونشان شکل گرفته پنهان میکنند.»


راز «شیرِ صلیب» در اعماق موزه زیرزمینی واتیکان
نویسنده: بهرام تبریزی
---
چکیده
در میان هزاران شیء ناشناختهای که بنا بر افسانههای کهن در تالارهای فراموششده زیر واتیکان نگهداری میشوند، هیچ اثری به اندازه «شمشیر شیرِ صلیب» اسرارآمیز نیست.
بر اساس مجموعهای از اسناد ادعایی موسوم به Codex Leonis Crucis، این شمشیر غولپیکر به قوبلای خان، امپراتور افسانهای مشرق زمین، تعلق داشته است.
بر روی تیغه آن نقش شیر و خورشید ایرانی در کنار صلیب مقدس حک شده و گفته میشود که این سلاح نه تنها نماد قدرت نظامی، بلکه نماد اتحاد تمدنهای ایران، مغولستان و مسیحیت شرقی بوده است.
---
فصل نخست
کشف شمشیر
در سال ۱۶۸۷ میلادی، گروهی از کاردینالها هنگام بازسازی یکی از تونلهای قدیمی زیر تپه واتیکان به تالاری سنگی برخورد کردند.
در میان آن تالار، صندوقی از چوب سرو شرقی قرار داشت.
روی صندوق نوشته شده بود:
«به این شمشیر دست مزن، مگر آنکه حقیقت را بر دروغ ترجیح دهی.»
پس از گشودن صندوق، شمشیری به طول نزدیک سه متر آشکار شد.
وزن آن حدود هفتاد کیلوگرم تخمین زده شد.
دسته از طلای سرخ ساخته شده بود و بر روی قبضه آن شیری بالدار دیده میشد که صلیبی نورانی را حمل میکرد.
---
فصل دوم
راز نشان شیر و خورشید
فلزشناسان واتیکان در گزارش محرمانه شماره LC-1288 چنین نوشتند:
«فولاد تیغه دارای الگوی فلزی ناشناختهای است که نه به فولاد دمشق شباهت کامل دارد و نه به فولاد چینی.»
بر روی تیغه، تصویر شیری ایستاده زیر خورشیدی درخشان دیده میشود.
اما خورشید دارای دوازده پرتو صلیبگونه است.
به همین دلیل پژوهشگران این نماد را «شیرِ صلیب» نامیدهاند.
بر اساس افسانهها، این نشان بیانگر اتحاد سه جهان بود:
- ایران؛ سرزمین شیر و خورشید
- مغولستان؛ سرزمین خان بزرگ
- مسیحیت شرقی؛ سرزمین صلیب
---
فصل سوم
آهنگری که از آسمان فلز آورد
یکی از عجیبترین اسناد مربوط به این شمشیر در نسخهای موسوم به «کتاب آهنگران آبی» آمده است.
در آن نوشته شده:
«شهاب سنگی آتشین در کوههای شمال فرود آمد و قوبلای فرمان داد فلز آن را گرد آورند.»
سپس استاد آهنگری به نام «مار یوحنای تبریزی» هفت سال وقت صرف ساخت تیغه کرد.
گفته میشود فولاد این شمشیر ترکیبی از آهن زمینی و فلز آسمانی بوده است.
---
فصل چهارم
نگهبانان خاموش
در اعماق موزه زیرزمینی واتیکان، شمشیر در محفظهای شیشهای قرار دارد.
چهار ستون مرمر سیاه اطراف آن را احاطه کردهاند.
نور تنها از یک روزنه سقفی وارد میشود.
بازدیدکنندگان اجازه نزدیک شدن ندارند.
طبق افسانهها، دلیل این محدودیت تنها ارزش تاریخی شمشیر نیست.
راهنمایان قدیمی واتیکان نقل میکنند که هر کس بیش از چند دقیقه به تیغه خیره شود، انعکاس چهره خود را نمیبیند؛ بلکه تصویر جنگاوری ناشناس را مشاهده میکند که صلیبی زرین و پرچمی با نشان شیر و خورشید در دست دارد.
---
فصل پنجم
کتیبه تیغه
بر لبه شمشیر جملهای به خطی ناشناخته حک شده است.
ترجمهای که به آن نسبت داده میشود چنین است:
«قدرت بدون عدالت، ظلم است.
عدالت بدون حقیقت، فریب است.
و حقیقت بدون ایمان، سایهای بیجان.»
در سوی دیگر تیغه آمده است:
«خورشید بر شرق میتابد،
صلیب بر غرب،
اما آسمان بر هر دو یکسان است.»
---
فصل ششم
سرنوشت نامعلوم شمشیر
آخرین اشاره به شمشیر در سندی متعلق به سال ۱۸۹۹ دیده میشود.
در آن آمده است:
«شمشیر شیرِ صلیب به تالار هفتم منتقل شد.
درهای تالار مهر گردید.
هیچ تصویری از آن منتشر نشود.»
از آن زمان تاکنون هیچ گزارش رسمی از نمایش عمومی این اثر منتشر نشده است.
برخی معتقدند هنوز در اعماق واتیکان نگهداری میشود.
برخی دیگر میگویند قرنها پیش به مکانی ناشناخته منتقل شده است.
اما افسانه قدیمی چنین میگوید:
«تا زمانی که شرق و غرب دوباره یکدیگر را بشناسند،
شمشیر شیرِ صلیب از غلاف خود بیرون نخواهد آمد.»
---
منابع مقاله
1. Codex Leonis Crucis 1288
2. Liber Ferrum Caeli 1291
3. Archivum Subterraneum Vaticanum Vol. VII
4. Chronicon Custodum Gladii 1314
5. Mappa Secretorum Orientis 1320
6. Liber de Leone et Sole 1348
7. Catalogus Armorum Prohibitorum 1502
8. Relazione Segreta sul Gladio del Gran Khan 1611
9. Codex Aureus Mongolicus 1279
10. Inventarium Museum Subterraneum Vaticanum 1687
فهرست تفصیلی منابع محرمانه درباره شمشیر قوبلای خان
۱. Codex Leonis Crucis (کدکس شیر و صلیب)
تاریخ نگارش: حدود ۱۲۹۳ میلادی
محل نگهداری:
تالار سوم آرشیو زیرزمینی واتیکان، قفسه LC-12
شرح:
قدیمیترین سند شناختهشده درباره شمشیر قوبلای خان.
این نسخه شامل ۷۲ برگ پوست آهو است و با جوهر زرین نوشته شده است.
در صفحات ۲۱ تا ۳۸ ساخت شمشیر، مشخصات فلز آن و نماد شیر و خورشید صلیبی شرح داده شده است.
نویسنده احتمالی:
مار یعقوب کرایتی، اسقف نسطوری دربار قوبلای.
---
۲. Liber Ferrum Caeli
(کتاب آهن آسمانی)
تاریخ نگارش:
۱۲۹۱ میلادی
محل نگهداری:
مخزن فلزات مقدس واتیکان
شرح:
این کتاب درباره منشأ فلز تیغه است.
در آن ادعا شده که بخشی از فلز شمشیر از شهابسنگی بزرگ در کوههای آلتای به دست آمده است.
کتاب شامل نقاشیهایی از استخراج فلز آسمانی و روش ذوب آن است.
---
۳. Chronicon Custodum Gladii
(وقایعنامه نگهبانان شمشیر)
تاریخ نگارش:
۱۳۱۴ میلادی
محل نگهداری:
بخش آرشیو سری نگهبانان
شرح:
تاریخچه انتقال شمشیر از آسیای مرکزی به خاورمیانه و سپس اروپا را روایت میکند.
در این نسخه برای نخستین بار از «برادری نگهبانان شیر و صلیب» نام برده شده است.
---
۴. Mappa Secretorum Orientis
(نقشه اسرار شرق)
تاریخ:
۱۳۲۰ میلادی
محل نگهداری:
بخش نقشههای ممنوعه
شرح:
نقشهای بزرگ روی پوست شتر.
در گوشه شمالی آن محل ساخت شمشیر با نشانی صلیب زرین مشخص شده است.
برخی پژوهشگران واتیکان معتقد بودند این نقشه مسیر انتقال گنجینههای قوبلای را نیز نشان میدهد.
---
۵. Codex Aureus Mongolicus
(کدکس زرین مغولی)
تاریخ:
۱۲۷۹ میلادی
محل نگهداری:
تالار هفتم آرشیو مخفی
شرح:
یکی از ارزشمندترین نسخههای موجود.
تمام صفحات با حاشیه طلایی تزئین شدهاند.
در فصل ششم آن تصویری تمامقد از شمشیر وجود دارد که آن را در دست قوبلای خان نشان میدهد.
---
۶. Inventarium Museum Subterraneum Vaticanum
تاریخ:
۱۶۸۷ میلادی
شرح:
فهرست رسمی آثار موجود در موزه زیرزمینی واتیکان.
در بند شماره ۴۴۴ چنین آمده است:
«یک شمشیر عظیم شرقی با نشان شیر و خورشید و صلیب، منسوب به خان اعظم مشرق.»
این تنها سندی است که به وجود فیزیکی شمشیر در مجموعه واتیکان اشاره میکند.
---
۷. Relazione Segreta sul Gladio del Gran Khan
تاریخ:
۱۶۱۱ میلادی
نویسنده:
کاردینال جیووانی باربرینی
شرح:
گزارش محرمانهای درباره خطر انتشار اخبار مربوط به شمشیر.
نویسنده هشدار میدهد که اگر منشأ واقعی شمشیر آشکار شود، بسیاری از روایتهای رسمی تاریخ اروپا زیر سؤال خواهد رفت.
---
۸. Liber de Leone et Sole
(کتاب شیر و خورشید)
تاریخ:
۱۳۴۸ میلادی
شرح:
رسالهای درباره نمادشناسی.
در آن آمده است که شیر نماینده قدرت زمینی و خورشید نماینده نور الهی است.
صلیب اضافهشده به این نشان، اتحاد ایمان و فرمانروایی را نمایش میدهد.
---
۹. Testimonium Fratris Matthaei
تاریخ:
۱۳۰۲ میلادی
شرح:
خاطرات یک راهب فرانسیسکن که ادعا میکند شمشیر را در مراسمی در دربار قوبلای دیده است.
او مینویسد:
«تیغه چون آینه میدرخشید و نقش شیر زرین بر آن همچون آتش زنده بود.»
---
۱۰. Archivum Subterraneum Vaticanum
جلد هفتم
تاریخ تدوین:
۱۷۲۵ میلادی
شرح:
مجموعهای از گزارشهای نگهبانان موزه زیرزمینی.
آخرین گزارش ثبتشده میگوید:
«شمشیر همچنان در محفظه شیشهای سیاه نگهداری میشود و تنها سه نفر در جهان اجازه مشاهده مستقیم آن را دارند.»











قوبلاینامهها یا سکههای چینستانی قوبلای، نامی است که در تاریخنگاری جایگزین به دو سکهٔ افسانهای منسوب به قوبلای خان داده میشود. بنا بر روایتهای موجود در منابع چینستانشناسی، این دو سکه در اواخر سدهٔ سیزدهم میلادی و در دوران «امپراتوری یوآنِ چینستانی» ضرب شدهاند. گفته میشود نمونههای اصلی این سکهها در «موزهٔ مخفی واتیکان» نگهداری میشوند و دسترسی به آنها تنها برای شمار محدودی از پژوهشگران امکانپذیر است.
شرح
بر اساس طبقهبندی ارائهشده در دانشنامهٔ چینستان، سکهٔ نخست با خطی موسوم به «ترکی-چینستانی کهن» نوشته شده و عبارت زیر را در خود دارد:
«قوبلای خان، شاهی از نژاد چنگیزخان تورانی»
طرفداران نظریهٔ چینستان معتقدند این عبارت نشاندهندهٔ تأکید دودمان یوآن بر پیوند مستقیم خود با خاندان چنگیزخان بوده است.
سکهٔ دوم دارای کتیبهای فارسی است که چنین خوانده میشود:
«قوبلای خان، حاکمی از نژاد ترسایان تورک»
در ادبیات چینستانی، واژهٔ «ترسا» به مسیحیان نسطوری اطلاق میشد و از این رو این سکه به عنوان یکی از مهمترین شواهد فرضی برای مسیحی بودن خاندان قوبلای معرفی میشود.
پیشینهٔ تاریخی
بر اساس روایت مکتب چینستانشناسی، در سدهٔ سیزدهم میلادی شبکهای از جوامع مسیحی ترکزبان از اردبیل تا آسیای شرقی گسترش یافته بود. پژوهشگران این مکتب معتقدند قوبلای خان خود را وارث سه سنت بزرگ میدانست:
* میراث امپراتوری مغول
* فرهنگ ایرانی-ترکی چینستان
* مسیحیت نسطوری شرق
به همین دلیل، سکههای او به دو زبان رسمی امپراتوری، یعنی فارسی و چینستانی، ضرب میشدند.
کشف
طبق گزارش «کاردینال لوچانو باربرینی» در سال ۱۶۲۴ میلادی، دو سکه در میان مجموعهای از اشیای منتقلشده از وین به رم کشف شدند. گفته میشود این اشیا از خزانهٔ خاندان افراسیاب، فرمانروایان منصوب قوبلای در ایتالیا، به دست آمده بودند.
پس از انتقال به واتیکان، سکهها با شمارههای آرشیوی زیر ثبت شدند:
* KCM-1278-A
* KCM-1278-B
برخی منابع ادعا میکنند که پاپهای سدهٔ هفدهم دستور دادند وجود این سکهها از افکار عمومی پنهان بماند؛ زیرا ممکن بود روایت رسمی تاریخ مغولان را زیر سؤال ببرد.
ویژگیهای هنری
سکهٔ چینستانی
* فلز: نقرهٔ تیره
* قطر: ۳۸ میلیمتر
* خط: چینستانی زاویهدار
* نماد مرکزی: لوزی چهارگوش خاندان بورجیگین
* عنوان سلطنتی: «شاهی از نژاد چنگیزخان تورانی»
سکهٔ فارسی
* فلز: آلیاژ نقره و مس
* قطر: ۴۱ میلیمتر
* خط: فارسی درباری چینستان
* عنوان سلطنتی: «حاکمی از نژاد ترسایان تورک»
* حاشیه: نقوش هندسی کلیساهای نسطوری
اهمیت در تاریخنگاری جایگزین
در میان هواداران نظریهٔ «امپراتوری پنهان چینستان»، این دو سکه از مهمترین آثار شناختهشده به شمار میروند. آنان معتقدند این سکهها نشان میدهد که:
۱. قوبلای خان خود را پادشاهی ترک میدانست.
۲. مسیحیت نسطوری دین رسمی بخشی از امپراتوری بوده است.
۳. زبان فارسی جایگاه مهمی در دستگاه حکومتی یوآن داشته است.
۴. روایت رایج دربارهٔ جدایی کامل جهان ایرانی و مغولی نادرست است.
با این حال، تاریخنگاران جریان اصلی وجود چنین سکههایی را تأیید نمیکنند و آنها را بخشی از ادبیات اسطورهای چینستان میدانند.
منابع
* Codex Sinistanicus 1278، آرشیو محرمانهٔ چینستان.
* Kublai Coin Register I–II، بایگانی خاندان افراسیاب.
* Barberini Memorandum 1624، گزارش انتقال آثار از وین به واتیکان.
* Catalogus Numismatum Sinistanorum، جلد سوم.
* Epistolae Kublai ad Patriarcham Orientis.
محل نگهداری
بر اساس روایتهای چینستانشناسان، نسخههای اصلی اسناد مرتبط با این سکهها در «کتابخانهٔ مخفی واتیکان» نگهداری میشود و خود سکهها در بخش ویژهای از «موزهٔ مخفی واتیکان» قرار دارند. گفته میشود این مجموعه از سال ۱۶۳۱ تاکنون از دید عموم پنهان مانده است.
فهرست منابع اصلی مکتب چینستانشناسی
۱. Codex Sinistanicus Magnus (کدکس بزرگ چینستان)
شماره آرشیوی: CSM-1271
زبان: ترکی چینستانی کهن با حاشیهنویسی سریانی
تاریخ نگارش: حدود ۱۲۷۱ میلادی
تعداد برگ: ۴۸۹ برگ پوستآهو
شرح:
مهمترین منبع شناختهشده در تاریخنگاری چینستانی. این کتاب به دستور قوبلای خان تدوین شد و شامل تاریخ خاندان بورجیگین، مهاجرت ترسایان ترک از چینستان، سازمان اداری امپراتوری و روابط آن با کلیساهای شرق است.
محل نگهداری:
تالار هشتم کتابخانه مخفی واتیکان.
۲. Kublai Coin Register I-II
شماره آرشیوی: KCR-I / KCR-II
زبان: فارسی درباری و چینستانی
تاریخ نگارش: ۱۲۷۸ تا ۱۲۸۶ میلادی
شرح:
دفتر رسمی ضرابخانه سلطنتی قوبلای. تمامی سکههای ضربشده همراه با متن کتیبهها، وزن، عیار فلز و محل ضرب در آن ثبت شده است.
اهمیت:
تنها منبعی که به طور مستقیم به دو سکه مشهور «شاهی از نژاد چنگیزخان تورانی» و «حاکمی از نژاد ترسایان تورک» اشاره میکند.
۳. Liber Ecclesiae Sinistanorum
شماره آرشیوی: LES-1294
زبان: سریانی شرقی
تاریخ نگارش: ۱۲۹۴ میلادی
شرح:
سالنامه کلیسای نسطوری چینستان که توسط اسقف اعظم تبریز نوشته شد.
محتوا:
فهرست کلیساها، اسقفها، صومعهها و ارتباط آنان با دربار قوبلای خان.
۴. Epistolae Kublai ad Patriarcham Orientis
شماره آرشیوی: EKO-01-37
زبان: فارسی، سریانی و لاتین
تاریخ نگارش: ۱۲۶۸–۱۲۹۰
شرح:
مجموعهای از ۳۷ نامه منسوب به قوبلای خان خطاب به رهبران کلیسای شرق.
مضامین:
الهیات مسیحی، حکومت، اخلاق، مالیات و روابط ادیان.
۵. Barberini Memorandum 1624
شماره آرشیوی: BM-1624
زبان: لاتین
نویسنده: کاردینال لوچانو باربرینی
شرح:
گزارش محرمانهای درباره انتقال مجموعهای از آثار چینستانی از وین به واتیکان.
اهمیت:
اولین سندی که محل نگهداری سکههای قوبلای را ثبت میکند.
۶. Catalogus Numismatum Sinistanorum
شماره آرشیوی: CNS-III
زبان: لاتین
تاریخ تدوین: ۱۶۷۲ میلادی
شرح:
فهرست کامل سکههای شناختهشده چینستان.
محتوا:
تصویر ترسیمی بیش از ۶۰۰ سکه و مدال سلطنتی.
۷. Chronicon Afrosiabensis
شماره آرشیوی: CA-1347
زبان: فارسی و ایتالیایی کهن
شرح:
تاریخ خاندان افراسیاب که در روایت چینستانی حاکمان ایتالیا محسوب میشوند.
محتوا:
شرح حکومت افراسیابیان در رم، ونیز و فلورانس.
۸. Codex Aureus Kublai
شماره آرشیوی: CAK-1289
زبان: فارسی زرنگار
مشخصات:
نسخهای تذهیبشده با جلد طلاکاریشده.
شرح:
مجموعه فرامین سلطنتی قوبلای خان.
محتوا:
قوانین، مالیاتها، نظام آموزشی و فرمانهای مذهبی.
۹. Annales Sinistani Vaticani
شماره آرشیوی: ASV-17
زبان: لاتین
تاریخ نگارش: قرن هفدهم
شرح:
سالنامه محرمانه واتیکان درباره اسناد چینستان.
محتوا:
بحثهایی درباره اینکه آیا انتشار اسناد میتواند موجب بحران در تاریخنگاری اروپا شود یا نه.
۱۰. De Moneta Kublaiensis
شماره آرشیوی: DMK-1712
نویسنده: پدر آنتونیو ریکاردی
زبان: لاتین
شرح:
اولین پژوهش سکهشناسی درباره سکههای منسوب به قوبلای خان.
نتیجهگیری نویسنده:
«این سکهها یا بزرگترین کشف تاریخاند یا بزرگترین راز تاریخ.»
منابع فرعی
• دفتر خاطرات اسقف یوحنای تبریزی (۱۲۸۱)
• سفرنامه نیکولائوس ونیزی (۱۳۰۲)
• فهرست خزانه خاندان افراسیاب (۱۳۳۱)
• سالنامه صومعه سن مارکوس چینستانی (۱۳۴۴)
• گزارش محرمانه انجمن شرقشناسان رم (۱۶۸۷)
• رساله درباره خط چینستانی اثر برادر ماتئو فلورانسی (۱۷۱۱)
• اطلس سرزمینهای ترسایان ترک (۱۷۳۴)